مصباح الهدی
اللهم عجل لولیک الفرج
قالب وبلاگ

کسانی که خود شهامت از خودگذشتگی ندارند در برابر عظمت انسان‌های از جان گذشته سر به احترام فرود آورده، کرنش می‌کنند و زبان به مدح و ستایش آنان می‌گشایند. در فرهنگ دینی نیز ایثار و شهادت علاوه بر ارزش معنوی و روحانی بسیار بالا نیکنامی و نزدیک شدن به خداوند را در پی دارد و حتی در قرآن بر این عمل تأکید بسیاری شده و به صراحت از شهدا به عنوان زندگانی که در پیشگاه حق روزی می‌خورند، نام برده شده است.
اما تبیین عناصر فرهنگ ایثار و شهادت نیاز به ارائه یک پیش‌زمینه مفصل و تحلیل اساسی در دوره‌های مختلف دارد که در حوصله این نوشته نمی‌گنجد و کماکان در حد بضاعت‌مان با ایجاز بسیار به شکل فشرده به عناصر اساسی این فرهنگ جاودان و گرانسنگ اشاره می‌کنیم. ابتدا واژه ایثار و شهادت را تعریف کنیم:

ایثار: این کلمه در فرهنگ بزرگ سخن

حسن انوری به معنای بذل و گذشت کردن از حق خود برای دیگران و نفع دیگری یا دیگران را به خود ترجیح دادن آمده است. در لغت‌نامه دهخدا این کلمه به معنای غرض دیگران را برخود مقدم داشتن، برگزیدن و منفعت غیر را بر خود مقدم داشتن است که این نشان از کمال درجه سخاوت است.

شهادت: یعنی کشته شدن در راه خدا. به فرموده شهید مطهری شهادت مرگ آگاهانه در راه هدف مقدس است، عملی اختیاری و کاملاً آگاهانه که برای بهبود شرایط و یاری به همنوعان برگزیده می‌شود. شهید مطهری از شهدا به عنوان شمع محفل بشریت یاد کرده است.

استاد شهید مطهری می‌نویسد: اسلام همیشه نیازمند به شهید، حماسه‌های جدید و آفرینش‌های تازه است که روح قهرمانی می‌دمند و جامعه را از سکون و رکود باز می‌دارند.

عنصر دیگر نیکوکاری به کمال و پرورش خصائل پسندیده در جامعه به عنوان الگویی نامی است. قرآن بالاترین درجه نیکوکاری را انفاق و گذشت از آنچه که مورد علاقه شدید انسان است، معرفی می‌کند وچه علاقه‌ای بیشتر از گوهر جان که فرد آن را برای اعتلای نیکوکاری در حداعلی فدا کند؟ خداوند در آیه 92 سوره آل‌عمران می‌فرماید: هرگز به حقیقت نیکوکاری نمی‌رسید مگر این که از آنچه دوست می‌دارید (در را ه خدا) انفاق کنید. از این رو در جای جای قرآن به این که به مسکین و یتیم و اسیر غذای مورد نیاز خود را اعطا کنید تأکید شده است و اطعام کردن در حالی که خود نیازمند هستید، عملی توأم با ایثار در هنگام نیاز شدید است که همه را در بر می‌گیرد و بالاترین چیز که مورد علاقه انسان است و موجب تلاش و کوشش اوست. وقتی فرد به اوج عظمت و فداکاری برسد این بهترین سرمایه وگوهرش را در راه خدا ایثار می‌کند.

از این روست که بین سابقون و متقیان واقعی مسابقه‌ای در نیکی به وجود می‌آید که سبب خشنودی خداوند می‌شود و خدای تعالی به آن فخر فروخته و از این انسان‌ها به نیکی یاد می‌کند و این انسان اشرف مخلوقات به معنای واقعی است. «السابقون، السابقون، اولئک المقربون» اینان درجه نزدیکی به خالق یگانه را دریافت می‌دارند و این مسابقه خوبی‌ها بهترین الگو برای تمام جوامع و یکی از برجسته‌ترین عناصر فرهنگ ایثار و شهادت است.

عنصر دیگر این فرهنگ انتخاب آگاهانه مرگ است آنان که در راه خدا جهاد می‌کنند و در سماع تیر، تیغ و ترکش و مرگ جانانه به سماع عارفانه شهادت می‌پردازند با آگاهی تمام دست به انتخاب می‌زنند و برای کسب رضایت خالق و بهبود خلق جانانه می‌کوشند و به اوج اخلاص می‌رسند.

اخلاص و گذشتن از صافی‌های گوناگون برای یافتن ناب‌ترین گوهر وجود نیز یکی دیگر از عناصر این فرهنگ والا و بی نظیر است. شهید مطهری می‌نویسد: شهادت واژه‌ای است که در اسلام قداست خاصی دارد. در عرف خاص اسلامی ‌هاله‌ای از نور این کلمه را فرا گرفته است این کلمه در همه عرف‌ها توأم با قرائت و عظمت بشریت یاد کرده است.

خداوند انسان را به دمیدن روح خود مفتخر کرد. و این راز شکوه و عظمت بعد معنوی و شخصیت ملکوتی انسان است و ارزش جسم خاکی تنها در حفاظت و مراقبت از روح خداوند است. از دیدگاه قرآن زندگی در ابدیت تجسم می‌یابد. چنان که در آیه 64 سوره عنکبوت بدان اشاره شده است که این زندگی دنیا چیزی جز سرگرمی و بازی نیست و زندگی واقعی در سرای آخرت است اگر می‌دانستند.
یا در آیه 7 سوره روم می‌فرماید: «آنها فقط ظاهری از زندگی دنیا را می‌دانند و از آخرت (و پایان کار) غافلند.»

تنها موجودی که دارای زندگی واقعی است، چنان که در آیات 26 و 27 سوره الرحمن خداوند می‌فرماید: «همه کسانی که روی آن زمین هستند فانی می‌شوند و تنها ذات ذوالجلال و گرامی پروردگارت باقی می‌ماند» خداوند است.

انسان کامل، مشتاق ملاقات و وصل به یگانه معبود و خداوند بلند مرتبه و صاحب تمام کائنات و هستی است. این نگرش نبوت به نظام هستی و فلسفه آفرینش، مرگ را برای انسان لذتبخش و خوشایند می‌سازد، خاصه مرگی را که در راه رضای خداوند و بذل جان برای دیگر موجودات اوست و در نهایت خشنودی یگانه هستی بخش را به دنبال دارد.از این رو عنصر اساسی فرهنگ ایثار و شهادت پیوستن به خالق یکتاست که سرمنشأ و پایه اساسی و ستون این فرهنگ را تشکیل می‌دهد.

 فداکاری، ارزش مذهبی

فداکاری ارزش جهانی و فرامذهبی است و همه به آن به دیده تکریم و احترام می‌نگرند و از این رو همیشه قهرمانان و ایثارگران در اذهان عمومی انسان‌ها و حافظه تاریخی اقوام، زنده و جاویدند، چنان که خداوند مژده این امر را به انسان‌ها داده است. از او هستیم و به او می‌پیوندیم. این عنصر اساسی فرهنگ ایثار و شهادت است گذشتن از زندگی حقیر و فانی این دنیا، برای پیوستن به خالق بزرگ و یکتا و زندگی در کنار او تا ابدیت.

عنصر دیگر این فرهنگ بی‌مانند کرامت و منزلت انسان است. انسانی که به خاطر رضای خالق خدمت به خلق جان خود را فدا می‌کند در زمره افراد برگزیده جای دارد و خود را به مرتبه ای والا هدایت می‌کند. او پوسته تنگ و حقیر این دنیا را می‌شکافد و همچون کرمی در پیله دنیا پروانه وار به معبود خود می‌پیوندد و عزت و سعادت جاوید می‌یابد. خداوند در آیه 38 سوره توبه می‌فرماید : «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! چرا هنگامی که به شما گفته می‌شود به سوی جهاد در راه خدا حرکت کنید بر زمین سنگینی می‌کنید (و سستی به خرج می‌دهید)؟ آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شده‌اید؟ یا اینکه متاع فربیده دنیا در برابر آخرت جز اندکی نیست.»

عنصر مهم دیگر این فرهنگ عزت یافتن در دنیا و آخرت است چنان که پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: هیچ قطره‌ای نزد خداوند عزیز و بزرگ، محبوب‌تر از قطره خونی که در راه خداریخته شود نیست. هیچ وقت خون شهید هدر نمی‌رود، خون شهید به زمین نمی‌ریزد، خون شهید هر قطره‌اش تبدیل به صدها قطره و هزارها قطره، بلکه به دریایی از خون می‌گردد و وارد پیکر جامعه می‌شود.(کلینی 5315).

از دیگر عناصر فرهنگ ایثار و شهادت می‌توان به پویایی و تکامل انسان اشاره کرد. انسانی که خود را آماده می‌کند تا به مرحله‌ای برسد که جان فدای دوست کند. انسانی پویاست که همواره رو به سوی کمال دارد و این کمال گرایی که در جان همه انسان‌ها به شکل فطرت وجود دارد فقط توسط عده‌ای خاص پرورده شده و به مرحله تکامل می‌رسد. آنان اهل حرکت و هجرتند و لحظه‌ای آرام نمی‌گیرند و ایستادگی می‌کنند و سکون را موجب مرگ و ذلت و خواری می‌پندارند.

اینان با انتخاب شهادت در کالبد جامعه روح حرکت و حماسه و رضایت خالق و بهبود اوضاع خلق جانانه می‌کوشند و به اوج اخلاص می‌رسند.

 انسان های دلباخته

اخلاص و گذشتن از صافی‌های گوناگون با یافتن نابترین گوهر وجود نیز یکی دیگر از عناصر این فرهنگ والا و بی نظیر است. شهید مطهری می‌نویسد : چیزی که هست معیارها و ملاک‌ها متفاوت است از نظر اسلام هرکس به مقام و درجه شهادت نائل آید، یعنی واقعاً در راه هدف‌های عالی اسلامی به انگیزه برقراری ارزش‌های واقعی بیشتر کشته بشود به یکی از عالی‌ترین و واقعی‌ترین درجات و مراتبی که یک انسان ممکن است در مسیر صعودی خود نائل شود رسیده است.

شهید کسی است که به فداکاری و از خودگذشتگی خود و با سوختن و خاکستر شدن محیط را برای دیگران مساعد می‌کند.

شهید مثل شمع است که خدمتش از نوع سوختن فعال شدن و پرتو افکندن است، تا دیگران در این پرتو که به بهای نیستی او تمام شده بنشینند و آسایش یابند و کار خویش را انجام دهند. شهیدان شمع محفل بشریتند. آنان که هستی خود را برای وصال به دوست مهیا کرده‌اند از دامهای منیت رهیده و شیطان را در بند کشیده و او را به یأس کشانده‌اند. شهید به زندگی راستین می‌رسد و عنصر قرب الهی را بدست آورده و الگویی بی‌مانند برای دیگران می‌سازد و این را شاید بتوان یکی دیگر از عناصر اساسی این فرهنگ به حساب آورد چراکه همواره قهرمانان و شهدا الگویی برای انسانهای آزاده و جوانان در جوامع بشری به حساب می‌آیند.

این‌ها همه قطره‌ای بود از دریای عناصر این فرهنگ گرانسنگ که واقعاً تبیین آن صدها قلم و خروارها کاغذ می‌طلبد. این چکیده شاید تلنگری باشد برای محققین که هرچه بیشتر در این زمینه بنویسند و اندیشه کنند و پرده از جنبه‌های بی حد این فرهنگ بی مانند یعنی فرهنگ ایثار و شهادت بردارند.
  


ادامه مطلب

[ پنج شنبه 21 اسفند 1393  ] [ 05:06 ب.ظ ] [ افشین ] [ نظرات 0 ]

رسول خدا فرمود: هرکس فرزندش را ببوسد خدا برایش نیکی می نویسد؛ همچنین فرمود: فرزندانتان را زیاد ببوسید، به راستی که برای شما در برابر هربوسه درجه ای در بهشت است که مسافتش پانصد سال است.
عبدالله بن مسعود می گوید: نزد پیامبربودم. وقتی حسین بن علی وارد شد پیامبر وی را گرفت و او را بوسید... و دهانش را بر دهان وی نهاد و فرمود: خدایا! من او را دوست می دارم، پس تو نیز دوست بدار او را و هرکه وی را دوست می دارد.


ادامه مطلب

[ جمعه 15 اسفند 1393  ] [ 10:28 ق.ظ ] [ افشین ] [ نظرات 0 ]
سوره 13. رعد آیه 42

وَقَدْ مَکرَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ فَلِلَّهِ الْمَکرُ جَمِیعاً یعْلَمُ مَا تَکسِبُ کلُّ نَفْسٍ وَسَیعْلَمُ الْکفَّرُ لِمَنْ عُقْبَی الدَّارِ
و البته کسانی که پیش از آنان بودند مکرها کردند، ولی (سودی نکرد زیرا) همه تدبیرها و مکرها برای خداست، او می‌داند که هر کس چه کسب می‌کند و کفار بزودی خواهند دانست که سرای آخرت از آن کیست.


قرآن برای اینکه تمام توجّه انسان به خدا معطوف شود و از غیر او مأیوس گردد، همهٔ راههایی را که ممکن است باعث گرایش انسان به غیر خدا شود می‌بندد، مثلاً می‌فرماید: «انّ العزة للَّه جمیعاً» اگر به خاطر کسب عزّت به سراغ دیگران می‌روی، بدان که تمام عزّت‌ها برای خداست.
در جای دیگر می‌فرماید: «انّ القوّة للَّه جمیعاً» تمامی قدرت‌ها در نزد خداوند است.
و در این آیه می‌فرماید: «فللَّه المکر جمیعاً» تمام تدبیرها از خداست، تا انسان برای دستیابی به عزّت و قدرت و سیاست به دیگران دل نبندد.
یکی از بهترین نمونه‌های مکر خداوند، مهلت دادن به منحرفان است، بنحوی که آنها گمان می‌کنند راهشان درست است، امّا خداوند بارها در قرآن فرموده است که کفّار گمان نکنند مهلت دادن، نشانه محبّت ما نسبت به آنهاست، بلکه ما مهلت می‌دهیم تا پیمانهٔ آنها پر شود.
چند نکته
1- رهبران دینی نگرانِ مکر مخالفان نباشند، زیرا در طول تاریخ این حیله‌ها برای انبیا نیز بوده است. «قد مکر الذین من قبلهم»
2- از تاریخ درس عبرت بگیرید که عاقبت از آنِ کیست. «لمن عقبی الدار»
3- تمام تدبیرها و اثرات آن به دست خداوند متعال است، به سراغ دیگران نروید. «فللّه المکرجمیعاً»
4- مکر انسان نسبت به خدا معنا ندارد، چون مکر و حیله در جایی اثر می‌کند که طرف مورد مکر غافل باشد. «یعلم ما تکسب»


ادامه مطلب

[ جمعه 15 اسفند 1393  ] [ 10:28 ق.ظ ] [ افشین ] [ نظرات 0 ]
حسن دانش، نماینده استان یزد در بخش تلاوت تحقیق سی‌وهفتمین دوره مسابقات سراسری قرآن کریم رتبه اول را به خود اختصاص داد.

به گزارش روابط عمومی رادیو قرآن، مرحله فینال بخش تلاوت تحقیق سی‌وهفتمین دوره مسابقات سراسری قرآن کریم دیشب، برگزار شد و حسن دانش از استان یزد به مقام نخست دست یافت.

[عکس: hasan_danesh_n.jpg]

اسامی نفرات برتر رشته تلاوت به شرح ذیل است؛

1- حسن دانش از یزد _87.27
2- محسن حسنی کارگر از خراسان رضوی_ 86.56
3- سیدمحمد کرمانی از تهران _85.05
4- ابراهیم تبسم چهره از گیلان_84.73

5- جواد سلیمانی از خراسان رضوی _84.30


تلاوت آقای حسن دانش...

دانلود تلاوت صوتی
دانلود تلاوت تصویری
 

ادامه مطلب

[ دوشنبه 11 اسفند 1393  ] [ 07:37 ب.ظ ] [ افشین ] [ نظرات 0 ]

قال رسول الله(ص):

ثلاثة من الذنوب تعجل عقوبتها و لا تؤخر الی الاخرة:

عقوق الوالدین، و البغی علی الناس و کفر الاحسان.

پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود:

کیفر سه گناه به قیامت نمی ماند (یعنی در همین دنیا مجازات می شود.)

1 - عاق پدر و مادر2 - ظلم و تجاوز به مردم 3 - ناسپاسی در مقابل احسان و نیکی.


                                                             بحار الانوار، ج 74، ص 74


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 29 بهمن 1393  ] [ 04:07 ب.ظ ] [ افشین ] [ نظرات 0 ]

نیروهای حضرت مهدی (عج) از ملیت های گوناگونی تشکیل شده اند و به هنگام قیام با شیوه خاصی فراخوان می شوند. در روایات نام افرادی را می بینیم که یا عملیات نظامی خاص و یا فرماندهی تعدادی از لشکریان امام عصر (عج) به آنها نسبت داده شده است. در این نوشتار به برخی از آنها اشاره می شود.

حضرت عیسی (ع)

امیرمومنان علی (ع) در خطبه ای می فرمایند: «آنگاه مهدی (عع) حضرت عیسی را به جانشینی خود، در عملیات تهاجمی علیه دجال بر می گزیند. عیسی (ع) برای یافتن و سرکوبی دجاّل حرکت می کند. 

دجاّال که همه جهان را در سلطه خود دارد و کشاورزی و نسل بشری را نابود کرده است، مردم را به خویش می خواند و هر کس او را بپذیرد مورد لطف قرار می گیرد و اگر خودداری ورزد، او را می کشد. سراسر جهان جز مکه، مدینه و بیت المقدس را در هم نوردیده است و همه فرزندان ناشمروع از شرق و غرب جهان پیرامونش گرد امده اند.

دجال به سوی حجاز حرکت می کند و عیسی (ع) در گردنه «هرشاه» به او می رسد و فریادی هولناک بر او می کشد و ضربه ای سخت بر او فرود می آورد و او را در شعله های آتش ذوب می کند، آن سان که سرب در آتش ذوب می شود.»

در ویژگی حضرت عیسی (ع) آمده است: او چنان ابهتی دارد که چون دشمن او را می بیند به یاد مرگ می افتد؛ چنان که گویی عیسی (ع) قصد جانش را کرده است.»

شعیب بن صالح (ع)

امیرمومنان علی (ع) می فرمایند: «سفیانی و صاحبان پرچم های سیاه با یک دیگر رودر رو می شوند در حالی که میان آنان جوانی از بنی هاشم است که در کف دست چپ او خال سیاهی است و در پیشاپیش لشکریان او شخصی از قبیله بنی تمیم به نام شعیب بن صالح است.»

اسماعیل فرزند امام صادق (ع) و عبدالله بن شریک

ابوخدیجه می گوید: امام صادق (ع) می فرمودند: «من از خدا خواستم که (فرزندم) اسماعیل را پس از من بر جای گذارد، ولی خداوند نخواست و درباره او مقام دیگری به من بخشید؛ وی نخستین کسی است که با 10 نفر از یارانش ظهور می کند و عبدالله بن شریک یکی از آن 10 نفر است که پرچمدار او است.»

عقیل و حارث

امیرمومنان علی (ع) می فرمایند: «... حضرت مهدی (عج) لشکر را حرکت می دهد تا انکه وارد عراق می شود؛ در حالی که سپاهیان، پیشاپیش و پشت سر او حرکت می کنند و فرمانده نیروهای پیشرو، مردی به نام عقیل است و فرماندهی سپاهیان پشت سر را مردی به نام حارث عهده دار است.»

جبیربن خابور

امام صادق (ع) از امیرمومنان علی (ع) نقل فرموده است: «این شخص –جبیر- در جبل الاهواز به همراه چهار هزار نفر –در حالی که سلاح ها را از نیام کشده اند- منتظرند تا قائم اهل بیت (ع) ما ظهور کند. انگاه این شخص همراه حضرت (ع) و در رکابش با دشمنان خواهد جنگید.»

مفضل بن عمر

امام صادق (ع) به مفضل فرمودند: «تو با چهل و چهار نفر دیگر با حضرت قائم (عج) خواهید بود. تو در سمت راست حضرت (ع) امر و نهی می کنی و مردم در آن زمان بهتر از امروز از تو اطاعت می کنند.

اصحاب کهف

امیرمومنان (ع) می فرمایند: «اصحاب کهف برای یاری مهدی (عج) خواهند بود.»

منابع:

الشیعه و الرجعه، ج 1

بحارالانوار ج 41 و 53

ارشاد القلوب

نشانه هایی از دولت موعود


ادامه مطلب

[ یک شنبه 26 بهمن 1393  ] [ 03:41 ب.ظ ] [ افشین ] [ نظرات 0 ]

رسول اکرم (ص) فرمود: 
خدا در زندگیتان، نسیم های حیات بخشی را جای داده، با آمادگی فراوان، آن فرصت ها را دریابید و از آن ها استفاده کنید. 
(عوالی اللئالی، ج4، ص118؛ ر.ک: بحارالانوار، ج68، ص221)

و نیز فرمود: 
مومن باید از نیرویش به نفع خود، و از دنیایش برای آخرتش، و از جوانی پیش از پیری اش، و از زندگی پیش از مرگش بهره بگیرد. 
(الکافی، ج2، ص70)


ادامه مطلب

[ یک شنبه 26 بهمن 1393  ] [ 03:40 ب.ظ ] [ افشین ] [ نظرات 0 ]
سوره 14. ابراهیم آیه 13
وَ قَالَ الَّذِینَ کفَرُواْ لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّکم مِّنْ أَرْضِنَآ أَوْ لَتَعُودُنَّ فِی مِلَّتِنَا فَأَوْحَی إِلَیهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِکنَّ الظَّلِمِینَ
و کفّار به پیامبرانشان گفتند: ما قطعاً شما را از سرزمین خود بیرون می‌کنیم، مگر آن که در کیش ما در آیید. پس پروردگارشان به آنان وحی کرد که ما حتماً ستمگران را نابود می‌کنیم.

سؤال: مگر انبیا قبل از بعثت، مشرک بودند که کفّار از آنان تقاضا می‌کردند به آیین ما باز گردید؟ «لتعودنّ فی ملّتنا»
پاسخ: اوّلاً ممکن است مراد کفّار، برگشت پیامبران در سلطهٔ آنان باشد. یعنی می‌گفتند: بر فرض که شما ایمان دارید، ولی نباید در برابر ما قیام کنید و خود و یارانتان از راه ما سرپیچی نمایید.
ثانیاً کلمهٔ «عود» اگر با حرف «الی» همراه بود به معنای بازگشت به حالت اوّل است، ولی حال که با کلمهٔ «فی» همراه است، مراد از آن تغییر و تحوّل است نه بازگشت به حالت اوّل، یعنی تغییر عقیده دهید و آیین ما را بپذیرید.
ثالثاً شاید مراد از بازگشت به شرک، برگشتن یاران پیامبران باشد نه خود آنان.


چند نکته
1- همهٔ انبیا، گرفتار مخالفان بودند. «قال الذین کفروا لرسلهم»
2- تهدید و تبعید، سیاست زورگویانِ بی‌منطق است. «لنخرجنکم ...»
3- کفّار نمی‌خواهند مؤمنان هوّیت مستقلّی داشته باشند. «لتعودنّ فی ملّتنا»
4- تهدید را باید با تهدید پاسخ داد. «لنخرجنکم - لنهلکنّ»
5- دلیل هلاکت است، ظلم نه کفر. «کفروا... لنهلکنّ الظالمین»
6- ظلم، دوام ندارد و ظالم، عاقبت نابود می‌شود. «لنهلکنّ الظالمین»

 


ادامه مطلب

[ یک شنبه 26 بهمن 1393  ] [ 03:30 ب.ظ ] [ افشین ] [ نظرات 0 ]

توصیه به خواندن زیارت آل یاسین

امام زمان (علیه السلام) در توقیع شریفی می فرماید: «هرگاه خواستید به وسیله ی ما به خداوند بلند مرتبه توجه کنید و به سوی ما روی آورید، همانگونه که خداوند متعال فرموده است بگوئید: … سلامٌ علی آل یاسین…. .» (۱)
 
توصیه به خواندن دعای ندبه

یکی از بازرگانان اصفهانی که مورد اعتماد گروهی از دانشمندان بود، در عالم رؤیا به محضر امام زمان (علیه السلام) مشرف می شود و از ایشان می پرسد: «فرج شما کی خواهد رسید؟» می فرمایند: «نزدیک است، به شیعیان ما بگوئید دعای ندبه را روزهای جمعه بخوانند.» (۲)
 
توصیه به خواندن دعای فرج

مرحوم شیخ طبرسی (ره) در کتاب «کنوز النجاح» نقل می کند: ابوالحسن محمد بن احمد بن ابی اللیث از ترس کشته شدن به قبر امام کاظم (علیه السلام) و امام جواد (علیه السلام) پناه آورد. در عالم رؤیا امام زمان (علیه السلام) را زیارت کرد. آن حضرت این دعا (دعای فرج) را به او تعلیم دادند و او به برکت خواندن آن، از کشته شدن نجات یافت.

توصیه به خواندن نماز شب، زیارت جامعه، زیارت عاشورا

در تشرف مرحوم سید احمد بن سید هاشم بن سید حسن موسوی رشتی (ره) که از مسافرت حج از قافله جدا می شود و راه را گم می کند، به او می فرمایند: «نافله (نماز شب) را بخوان تا راه را پیدا کنی.» او نماز شب را می خواند بعد به او می فرمایند: «زیارت جامعه را بخوان.» ایشان زیارت جامعه را از حفظ می خوانند. بعد می فرمایند: «زیارت عاشورا را بخوان.» او زیارت عاشورا را نیز از حفظ می خواند با تمام لعن و سلام و دعای علقمه، آنگاه او را سوار بر مرکب می کند و می فرماید: «چرا شما نافله نمی خوانید؟ نافله. نافله. نافله» و باز می فرماید: «چرا شما عاشورا نمی خوانید؟ عاشورا. عاشورا. عاشورا.» بعد می فرماید: «چرا شما زیارت جامعه نمی خوانید؟ جامعه. جامعه. جامعه.» سپس می فرماید: «اینها دوستان شما هستند که در کنار نهر آبی فرود آمده اند تا برای نماز صبح وضو بگیرند.» (۳)

توصیه به خواندن صحیفه سجادیه

مرحوم مجلسی (ره) در کتاب «روضه المتقین» در شرح «من لا یحضره الفقیه» می گوید که در اوایل بلوغ در مسجد قدیم اصفهان میان خواب و بیداری حضرت صاحب الزمان (علیه السلام) را دیدم، گفتم: «مولای من! چون نمی توانم همیشه خدمت شما شرفیاب شوم کتابی به من عنایت کنید که همیشه به آن عمل کنم.» آن حضرت به واسطه شخصی نسخه ای از کتاب صحیفه سجادیه را به ایشان می دهند و بعد از مدتی به برکت وجود امام زمان (علیه السلام)، کتاب شریف صحیفه سجادیه اشتهار می یابد.(۴)

توصیه به خواندن زیارت امین الله

در تشرف مرحوم حاج علی بغدادی به محضر امام زمان (علیه السلام)، او می گوید: همراه با امام زمان (علیه السلام) داخل حرم مطهر امام کاظم (علیه السلام) و امام جواد (علیه السلام) شدیم و به ضریح مقدس چسبیدیم و بوسیدیم. بعد به من فرمود: «زیارت بخوان.» گفتم: «سواد ندارم.» فرمود: «برایت زیارت بخوانم؟» عرض کردم: «آری» فرمود: «کدام زیارت را می خواهی؟» گفتم: «هر زیارت که افضل است.» فرمود: «زیارت امین الله افضل است.» آنگاه مشغول به خواندن زیارت امین الله شدند.(۵)

دعا برای فرج امام زمان (عج)

آقا میرزا محمدباقر اصفهانی (ره) می گوید که شبی در خواب گویا مولایم، حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام) را دیدم که به من فرمودند: «روی منبرها به مردم بگویید که توبه کنند و برای فرج حضرت حجت (عج) دعا نمایید و بدانید این دعا مثل نماز میت واجب کفایی نیست بلکه مانند نمازهای یومیه بر تمام مکلفین واجب است.» (۶)

در تشرف مرحوم آیت الله حاج سید محمد فرزند آیت الله سید جمال الدین گلپایگانی، امام زمان (علیه السلام) فرمودند: «از علایم ظهور، فقط علامات حتمی مانده است و چه بسا آنها نیز در مدتی کوتاه به وقوع بپیوندند شما برای فرج من دعا کنید.»(۷)

پی نوشت ها :

(۱)   نجم الثاقب ، ص۴۱۱

(۲)    ملاقات با امام زمان(عج) ، ص۴۵

(۳)    نجم الثاقب ، ص ۶۶۴

(۴)    نجم الثاقب ، ص۴۵۵

(۵)    نجم الثاقب ، ص۴۵۵

(۶)    ملاقات با امام زمان(عج) ، ص ۸۷

(۷)    ملاقات با امام زمان(عج) ، ص ۸۷


ادامه مطلب

[ جمعه 17 بهمن 1393  ] [ 01:06 ب.ظ ] [ افشین ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 37 :: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >

درباره وبلاگ

مصباح الهدی برنامه ای برگرفته از قرآن و اهل بیت (ع) برای زندگی سعادتمندانه به شما می دهد
نویسند وبلاگ
آمار سایت
كل بازديدها : 115023 نفر
كل مطالب : 367 عدد
تعداد کل نظرات: 33 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: شنبه 16 شهریور 1392 
آخرین بروز رسانی : پنج شنبه 29 تیر 1396 
امکانات وب
دعای فرج