مصباح الهدی
اللهم عجل لولیک الفرج
قالب وبلاگ

امام علی(ع) در 63 سالگی به شهادت رسیدند و امام حسن و حسین علیهم السلام در آن زمان به ترتیب 37 و 36 ساله بودند.

 

وی با اشاره به آخرین وصیت امیرالمؤمنین(ع) افزود: پس از آن وصیت مشهوری که امیر المؤمنین(ع) به امام حسن(ع) کردند، حضرت 12 فرزند و شیعیان خاصشان را فراخواندند و جانشین خود را تعیین و پیشوایان پس از آن را معرفی کردند. به این ترتیب امام علی(ع) تکلیف را برای ادامه راه شیعیان مشخص کردند.

 

رجبی دوانی در خصوص ارتباط شب قدر و شهادت امیر المؤمنین(ع) گفت: در تاریخ سندی از این ارتباط ثبت نشده است، اما به عقیده بنده رمز و رازی میان این دو وجود دارد چرا که به گفته خود امام علی(ع)، ایشان قرآن ناطق بودند و در شب محتمل قدر نخست ضربت خوردند و در شب محتمل قدر دوم به شهادت رسیدند. یعنی در شب نزول قرآن، قرآن ناطق عروج کرد.

 

این پژوهشگر تاریخ اسلام با اشاره به پنهان بودن قبر حضرت علی(ع) در سالهای ابتدایی پس از شهادت این امام بزرگوار اظهار کرد: با توجه به اتفاقات گذشته کینه فراوانی در دل دشمنان امام علی(ع) بود و احتمال داشت که در صورت علنی بودن مکان دفن حضرت(ع)، نبش قبر اتفاق می‌افتاد.

 

وی خاطرنشان کرد: در زمان امام صادق(ع) که بنی‌امیه سقوط کرده بود و خوارج نیز به دسته‌های مختلف تقسیم و تضعیف شده بودند، ایشان مضجع امام علی(ع) را به برخی از شیعیان معرفی کردند.

 

رجبی دوانی عنوان کرد: زمانی قبر امام علی(ع) علنی شد که هارون برای شکار به کوفه می‌رود و متوجه می‌شود که حیوانات در زمان فرار به یک تپه پناه می‌برند. هارون ماجرا را از یکی از شیعیان جویا می‌شود و زمانی که پی می‌برد آن جا قبر امام علی(ع) است، سه روز به عزاداری می‌پردازد.


ادامه مطلب

[ دوشنبه 7 تیر 1395  ] [ 12:22 ب.ظ ] [ افشین ] [ نظرات 0 ]

شاید برای آمدنت دیر کرده‌ای
وقتی نگاه آینه را پیر کرده‌ای
دیری است آسمان مرا شب گرفته است
خورشید من، برای چه تأخیر کرده‌ای؟
.

.

نبودنت ، راز برون افتاده ای ست که هر جمعه در حنجره ام بغض
می شود ،
وقتی غروب می شود ،
و من هنوز چشم در راهم ...
اللهم عجل لولیک الفرج


ادامه مطلب

[ جمعه 7 خرداد 1395  ] [ 10:08 ق.ظ ] [ افشین ] [ نظرات 0 ]
مبعث نبی اکرم، پیامبر رحمت، حضرت ختمی مرتبت، محمد مصطفی صلی‌الله‌علیه‌وآله مبارک باد آیت‌الله‌العظمی بهجت قدس‌سره: پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌‌وسلم مظهر صفت خاصه رحمت حضرت حق تبارک‌وتعالی و «بِالْمُؤْمِنِینَ رَئُوفٌ رحِیمٌ؛ نسبت به مؤمنان بسیار مهربان و دلسوز» و آیینه‌دار جمال حق است که نور رحمت در او به ظهور پیوسته و از او به دیگران می‌تابد و خود بالذات ندارند. نظیر آیینه‌ای که نور آفتاب در آن تابش نماید و از آن به دیگری منعکس شود، که در حقیقت روشنی آفتاب است، نه آیینه. خداوند متعال خطاب به آن حضرت می‌فرماید: «لَعَلک بَاخِعٌ نفْسَک أَلا یکونُواْ مُؤْمِنِینَ؛ چه‌بسا برای اینکه آنان ایمان نمی‌آورند جان خود را می‌فرسایی».[۱] و نیز می‌فرماید: «فَلاَ تَذْهَبْ نَفْسُک عَلَیهِمْ حَسَرَاتٍ؛ مبادا جان تو به‌خاطر آنها از روی حسرت‌های پی‌درپی بفرساید»؛[۲] یعنی مگر می‌خواهی از سختی و ناراحتی جان دهی که این‌گونه از شدت رحمت و رأفت بر مؤمنین، در هدایت و ایمان‌آوردن آنها خودخوری می‌کنی؟! پ.ن: ۱. شعراء: ۳. ۲.‌فاطر: ۸. در محضر بهجت، ج۱، ص ۳۰۹
ادامه مطلب

[ چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395  ] [ 10:49 ب.ظ ] [ افشین ] [ نظرات 0 ]
اسلام دینی کامل و جامع است که تمام نیازهای مادی و معنوی انسان را از لحظه تولد تا مرگ و حتی بعد از آن پاسخ می‌دهد. یکی از شاخه‌های احکام اسلامی مسائل مربوط به اموات و مردگان است که از چگونگی دفن میت گرفته تا نحوه رفتار با جسد و نبش قبر را شامل می‌شود. در احکام اسلامی بر حفظ حرمت و شأن اموات مسلمان از زن و مرد گرفته تا کودک و حتی افراد دیوانه تاکید بسیاری شده است، از این رو شکافتن و نبش قبر که موجب نمایان شدن جسد متلاشی شده میت می‌شود، اهانت و هتک حرمت به وی تلقی شده و بنابر اجماع فقها حرام و ممنوع است. شایان ذکر است که مراجع عظام تقلید در خصوص چگونگی و جزئیات نبش قبر دیدگاه‌های متفاوتی دارند و برخی از فقها شکافتن قبر و بیرون آوردن میت از آن را در شرایطی مجاز دانسته‌اند که در ادامه این گزارش مشروح استفتائات آنان را با هم می‌خوانیم. آیت‌الله خامنه‌ای: - نبش قبر جايز نيست مگر آنکه بدن تبديل به خاک شده باشد. - تخريب قبور مومنين و نبش آنها جايز نيست، حتى اگر براى تعريض کوچه‏‌ها باشد، و در صورت وقوع نبش قبر و آشکار شدن بدن ميّت مسلمان يا استخوان‏هاى آن که هنوز پوسيده نشده‏‌اند، واجب است دوباره دفن شوند. سؤال: نبش قبر و انتقال اجساد چه حكمى دارد؟ جواب: نبش قبر براى نقل به غير مشاهد مشرفه جايز نيست و براى نقل به مشاهد مشرفه نيز اگر ميت وصيت نکرده باشد اشکال دارد؛ اما اگر وصيت کرده باشد که او را در مشاهد مشرفه دفن کنند و از روى فراموشى يا جهل به وصيت و يا مخالفت با آن در جاى ديگر دفن شده باشد، مى‌توانند نبش کنند و او را به مشاهد مشرفه انتقال دهند، البته در صورتى که بدن تغيير نيافته باشد و تا وقت دفن نيز به گونه‌اى تغيير نكند که موجب هتک ميت و ايذاء زنده‌ها باشد. سؤال: بيرون آوردن جنازه ميت با توجه به مدت مديدى كه از دفن آن مى‌‌گذرد و انتقال آن به قبرستان ديگر چه حكمى دارد؟ س2: امكان دارد از محل قبرستان خاك‌بردارى شود و در اثر خاك‌بردارى اجساد و بقاياى آنها نمايان گردند، در اين صورت حكم شرعى چيست؟ جواب: نبش قبر و بيرون آوردن اجساد، جايز نمى‌‌باشد مگر آن كه خود قبور با حفر اطراف آن و بتون‌ريزى بدون آن‌كه مستلزم نبش قبر شود، منتقل گردد و در صورت خاك‌بردارى و رؤيت جسد بايد فوراً دفن شود. آیت‌الله وحید خراسانی: شكافتن قبر در چند مورد حرام نيست. - اوّل آن كه ميّت در زمين غصبى دفن شده باشد و مالك زمين راضى نشود كه در آن جا بماند. - دوم آن كه كفن يا چيز ديگرى كه با ميّت دفن شده غصبى باشد و صاحب آن راضى نشود كه در قبر بماند. و همچنين است اگر چيزى از مال خود ميّت كه به ورثه او رسيده با او دفن شده باشد و ورثه او راضى نشوند كه آن چيز در قبر بماند مگر در صورتى كه آن چيز مال كمى باشد ، كه در اين صورت نبش قبر محلّ اشكال است. - سوم آن كه شكافتن قبر موجب هتك حرمت نباشد و ميّت بى غسل يا بى كفن دفن شده باشد ، يا بفهمند غسلش باطل بوده ، يا به غير از دستور شرع كفن شده ، يا در قبر او را رو به قبله نگذاشته اند. - چهارم آن كه براى ثابت شدن حقّى كه اهم از حرمت ميّت است ، بخواهند بدن ميّت را ببينند. - پنجم آن كه ميّت را در جايى كه بى احترامى به اوست ، مثل قبرستان كفّار يا جايى كه كثافت و خاكروبه مى ريزند ، دفن كرده باشند. - ششم آن كه براى يك مطلب شرعى كه اهمّيت آن از شكافتن قبر بيشتر است قبر را بشكافند ، مثلا بخواهند بچّه زنده اى را از شكم زن باردارى كه دفنش كرده اند بيرون آورند. - هفتم آن كه بترسند درنده اى بدن ميّت را پاره كند ، يا سيل او را ببرد ، يا دشمن بيرون آورد. - هشتم آن كه قسمتى از بدن ميّت را كه با او دفن نشده بخواهند دفن كنند ، ولى احتياط واجب آن است كه آن قسمت از بدن را طورى در قبر بگذارند كه بدن ميّت ديده نشود. آیت‌الله سیستانی: نبش قبر جایز نسیت مگر اینکه مرده کاملا متلاشی شده باشد. آیت‌الله مکارم شیرازی: - نبش قبر مسلمان یعنى شکافتن قبر او حرام است، هر چند طفل یا دیوانه باشد. - منظور از نبش قبر آن است که آن را طورى بشکافند که آثار بدن میّت ظاهر شود و اگر بدن ظاهر نشود اشکال ندارد. مگر این که موجب هتک و بى احترامى باشد. نبش قبر مسلمان در چند مورد حرام نیست: 1. در صورتى که میّت در زمین غصبى دفن شده باشد و مالک زمین راضى نشود، همچنین اگر کفن یا چیز دیگرى که با میّت دفن شده غصبى باشد، یا چیزى از اموال میّت که به ورثه تعلّق دارد با او دفن شده باشد و ورثه راضى نشوند که آن چیز در قبر بماند (مانند انگشتر یا زینت آلات قیمتى) حتّى اگر راضى شوند و ماندن آن در قبر اسراف باشد باید آن را بیرون آورند، امّا اگر میّت وصیّت کرده که دعا یا انگشترى را مثلاً با او دفن کنند در صورتى که وصیّت او بیش ازثلثنباشد و اسراف محسوب نشود نمى توانند قبر را بشکافند. 2. در صورتى که براى اثبات حقّى لازم باشد بدن میّت را ببینند. 3. در موردى که میّت را در جایى دفن کرده اند که نسبت به او بى احترامى است، مانند قبرستان کفّار، یا جایى که کثافات مى ریزند. 4. براى انجام یک مطلب شرعى که اهمّیّت آن از شکافتن قبر بیشتر است، مثل این که بخواهند بچه زنده اى را از شکم زن حامله بیرون آورند (البتّه معلوم است بچّه مدّت کمى بعد از مادر ممکن است زنده بماند). 5. در جایى که بترسند درنده اى به بدن میّت آسیب برساند، یا دشمن آن را بیرون آورد. 6. در موردى که قسمتى از بدن میّت با او دفن نشده و بخواهند دفن کنند، ولى احتیاط واجب آن است که آن قسمت را طورى دفن کنند که بدن میّت ظاهر نشود. آیت‌الله بهجت: - نبش قبر مسلمان، یعنی شکافتن قبر او، اگرچه طفل یا دیوانه باشد حرام است، ولی اگر بدنش از بین رفته و خاک شده باشد اشکال ندارد. فرموده‌اند شکافتن قبر در چند مورد جایز است: ١ـ میّت در زمین غصبی دفن شده باشد و مالک زمین راضی نشود که در آنجا بماند. ٢ـ کفن یا چیز دیگری که با میّت دفن شده غصبی باشد و صاحب آن راضی نشود که در قبر بماند. و همچنین است اگر چیز گران‌بهایی با او دفن شود و بدون نبش قبر نشود آن را بیرون آورد. ٣ـ میّت بدون غسل یا کفن یا حنوط دفن شده باشد، یا بفهمند غسلش باطل بوده، یا به غیر دستور شرع کفن شده، یا در قبر او را رو به قبله نگذاشته‌اند. ولی احوط این است که اگر موجب هتک و بی‌احترامی میّت شود نبش قبر نشود و اگر برهنه دفن شده باید ملاحظه کنند که کفن کردن مهم‌تر است یا نبش قبر نکردن، و هر کدام برای میّت اهمیت بیشتری دارد رعایت نمایند. ۴ـ بترسند درنده‌ای بدن میّت را پاره کند، یا سیل او را ببرد، یا دشمن بیرون آورد، یا بخواهند میّت را به مشاهد مشرّفه منتقل کنند، اگرچه وصیّت به این مطلب نکرده باشد، بنابر اظهر. در پایان باید گفت نبش قبر علاوه بر آنکه توسط علماء دینی ممنوع و حرام شمرده شده، طبق ماده 634 قانون مجازات اسلامی جرم تلقی گردیده و «هر كس بدون مجوز مشروع نبش قبر نمايد به مجازات حبس از سه ماه و يك روز تا يكسال محكوم مي شود» که البته این قانون نیز برای حفظ شأن و حرمت مؤمنان پس از مرگ ایجاد شده است.
ادامه مطلب

[ شنبه 4 اردیبهشت 1395  ] [ 10:03 ب.ظ ] [ افشین ] [ نظرات 1 ]
حجت‌الاسلام و المسلمین ابراهیم بهاری، کارشناس مسائل مذهبی در خصوص فضایل خاص امیرالمؤمنین(ع) اظهارکرد: احادیث بسیاری در کتب اهل سنت و شیعیان از فضائل و عجایب خلقت حضرت علی(ع) نقل شده که نمونه بارز آن دعای «نادعلی» است که در آن از ایشان به عنوان «مظهر العجائب» تعبیر شده است.
 
وی افزود: مظهر العجائب خوانده شدن حضرت علی(ع) به خاطر بروز اتفاقات بسیاری درزندگی ایشان از جمله سخن گفتن خداوند با پیامبر(ص) در معراج با صدای امیر المومنین(ع) است.
 
بهاری عنوان کرد: در حدیثی از کتاب فخر رازی نقل شده است که رسول خدا(ص) می‌فرماید «هنگامی که به معراج رفتم در آسمان اول ملائکه از من جویای احوال علی(ع) شدند. از آنها پرسیدم: مگر شما اورا می شناسید؟ گفتند: علی(ع) استاد و دعاگوی ما هستند. در آسمان چهارم هم خود علی(ع) را دیدم و از خداوند پرسیدم که آیا او نیز به معراج آمده است ؟ پروردگار فرمود: ملائکه آنقدر مشتاق دیدار علی(ع) هستند، ملکی شبیه به او را آفریده ام تا از دیدارش لذت ببرند. ایشان می‌فرمایند: در آسمان هفتم علی(ع)  را برروی زمین دیدم که با من سخن می‌گفت و من صدای او را می‌شنیدم و پس از آن هنگامی که خداوند(عزوجل) با من سخن گفت باز هم صدای علی(ع) را شنیدم و خداوند فرمود: به خاطر علاقه تو به علی(ع) من با صدای او باتو صحبت می کنم.»
 
وی به نقل از شیخ مفید افزود: رسول اکرم(ص) در زمان مبعث به حضرت علی(ع) که در آن زمان 10 سال داشتند، فرمود «ای علی به من ایمان بیاور که من به پیامبری مبعوث شدم. ایشان فرمود: الان ایمان بیاورم ؟ من زمانی به شما ایمان آوردم که خداوند هنوز از روح خود در بدن آدم ابو البشر ندمیده بود.»
 
این کارشناس مسائل مذهبی با بیان اینکه پیشگویی امام علی(ع) در رابطه با اتفاقات در پیش رو از دیگر عجایب خلقت آن حضرت است، گفت: در کتب اهل سنت نقل شده که در مجلسی حضرت علی(ع) از حاضران خواستند تا هر سوالی که دارند از ایشان بپرسند، سعد بن ابی وقاص از حضرت پرسید «ای علی بگو تعداد ریش های من چه مقدار است؟ حضرت علی(ع) فرمود: به خدا قسم که می دانم اما شما را به واقعه دیگری بشارت می دهم و آن این است که تو در خانه پسری داری که قاتل فرزند من خواهدشد.»
 
وی خاطرنشان کرد: ابن عباس روایت می‌کند که شب پیش از جنگ نهروان به همراه حضرت علی(ع) برای بازدید از آرایش نظامی دشمن به نزدیکی خیمه‌های آنها رفتیم که نغمه صوت قرآن از تمام خیمه ها به گوش می‌رسید، در بین این صوت ناگهان یک صدا مرا میخکوب کرد اما ایشان دست مرا گرفت و از آن محل دور کرد. پس از پایان جنگ امیر المومنین(ع) مرا به سوی جسدی از اجساد دشمن برد و فرمود «این همان ملعونی است که شب پیش تو را با صوت خود فریفت و آن صوت تنها حربه‌ای از سوی دشمن برای تضعیف روحیه رزمندگان بود.»
 
وی در پایان بیان کرد: واقعیت این است که جز خدا و رسول الله(ص)، احدی ذات مقدس حضرت علی(ع) را نشناخته و نخواهد شناخت.
 

ادامه مطلب

[ پنج شنبه 2 اردیبهشت 1395  ] [ 07:06 ب.ظ ] [ افشین ] [ نظرات 0 ]
ماه رجب از جمله های ماه های عظیم الشأن و پرفضیلت در اسلام بوده و در احادیث و روایات ائمه اطهار(ع) نیز به انجام عبادت و اعمال مخصوص در این ماه بسیار تأکید شده است. خداوند متعال در حدیثی قدسی فرموده اند: ماه رجب را ريسمانى ميان خود و بندگانم قرار داده ام؛ هر كس به آن چنگ زند، به وصال من رسد. از این رو به طور خلاصه به آداب و اعمال مخصوص شب اول ماه رجب از کتاب های زادالمعاد و مفاتیح الجنان اشاره می شود: 1. احیا در چهار شب از سال احياى شب اوّل، سنّت است. و از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه تا توانى محافظت نما بر احياى شب عيد ماه رمضان و شب عيد قربان و شب اوّل محرم و شب عاشورا و شب اوّل رجب و شب نيمه‌ى شعبان و در اين شب‌ها دعا و نماز و تلاوت قرآن بسيار بكن. (زادالمعاد) 2. غسل کردن در شب اول، پانزدهم و آخر ماه رجب غسل كند چنانكه بعضى از علما فرموده ‏اند از حضرت رسول صلى الله عليه و آله مروى است كه هر كه درك كند ماه رجب را و غسل كند در اول و وسط و آخر آن بيرون آيد از گناهان خود مانند روزى كه از مادر متولد شده. (مفاتیح الجنان) 3. نماز مستحبی بیست رکعتی شب اول رجب بعد از نماز مغرب بيست ركعت نماز كند به حمد و توحيد و بعد از هر دو ركعت سلام دهد تا محفوظ بماند خود و اهل و مال و اولادش و از عذاب قبر در پناه باشد و از صراط بى‏ حساب مانند برق بگذرد.(مفاتیح الجنان) 4. نماز مستحبی سی رکعتی در شب اول رجب بخواند سى ركعت نماز در هر ركعت حمد و قل يأيها الكافرون يك مرتبه و توحيد سه مرتبه.(مفاتیح الجنان) 6. دعای بعد از نماز وتر در شب اول رجب ابن اشيم گفته اين دعا (دعای سجده بعد از نماز شب در شب اول رجب) بعد از هشت ركعت نماز شب و پيش از نماز وتر است‏؛ آنگاه سه ركعت وتر را بجا مى ‏آورى پس چون سلام دادى بگو در حالتى كه نشسته باشى‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لاَ تَنْفَدُ خَزَائِنُهُ وَ لاَ يَخَافُ آمِنُهُ رَبِّ إِنِ ارْتَكَبْتُ الْمَعَاصِيَ فَذَلِكَ ثِقَةٌ (ثِقَةً) مِنِّي بِكَرَمِكَ‏ ستايش خداى را كه گنج هاى رحمتش به پايان نمى ‏رسد و هر كه را ايمنى داده ديگر ترس ندارد اى خداى من اگر من مرتكب گناه شده ‏ام بواسطه وثوق و اطمينان به كرم و عفو تو بوده إِنَّكَ تَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِكَ وَ تَعْفُو عَنْ سَيِّئَاتِهِمْ وَ تَغْفِرُ الزَّلَلَ وَ إِنَّكَ (فَإِنَّكَ) مُجِيبٌ لِدَاعِيكَ وَ مِنْهُ قَرِيبٌ‏ كه البته تو توبه بندگان را مى‏ پذيرى و گناهانشان را عفو كرده و لغزش و خطايشان را مى ‏بخشى زيرا تو از لطف دعاى خلق را اجابت مى ‏كنى و با بندگان به رحمتت نزديكى وَ أَنَا تَائِبٌ إِلَيْكَ مِنَ الْخَطَايَا وَ رَاغِبٌ إِلَيْكَ فِي تَوْفِيرِ حَظِّي مِنَ الْعَطَايَا و من از گناهانم بسوى تو توبه مى‏ كنم و ميل و آرزويم از كرمت آنكه بهره‏ ام از عطاهايت وافر گردانى يَا خَالِقَ الْبَرَايَا يَا مُنْقِذِي مِنْ كُلِّ شَدِيدَةٍ (شِدَّةٍ) يَا مُجِيرِي مِنْ كُلِّ مَحْذُورٍ وَفِّرْ عَلَيَّ السُّرُورَ اى آفريننده خلايق اى نجات بخش من از هر سختى اى پناه دهنده من از هر خطر مرا نشاط و سرور عطا كن وَ اكْفِنِي شَرَّ عَوَاقِبِ الْأُمُورِ (فَإِنَّكَ) فَأَنْتَ اللَّهُ عَلَى نَعْمَائِكَ وَ جَزِيلِ عَطَائِكَ مَشْكُورٌ وَ لِكُلِّ خَيْرٍ مَذْخُورٌ و شر عاقبت هاى كار از من كفايت فرما زيرا تويى خدا كه بر نعمت ها و عطاهاى عظيمت همه شكرگزار و از براى هر نيكويى لطف تو ذخيره خلق است.(مفاتیح الجنان) 7. دعای سجده بعد از نماز شب اول رجب و روايت كرده است على بن حديد كه حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام بعد از فراغ از نماز شب در حال سجده مى ‏گفت‏ لَكَ الْمَحْمَدَةُ إِنْ أَطَعْتُكَ وَ لَكَ الْحُجَّةُ إِنْ عَصَيْتُكَ لاَ صُنْعَ لِي وَ لاَ لِغَيْرِي فِي إِحْسَانٍ إِلاَّ بِكَ‏ اى خدا تو را حمد مى ‏كنم اگر تو را اطاعت كنم و تو راست حجت اگر معصيت تو كنم نه من و نه غير من كارى بر نيكى حال خود نتوانيم كرد مگر تو بخواهى يَا كَائِنُ (كَائِناً) قَبْلَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ يَا مُكَوِّنَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ اى موجود قبل از هر چيز و اى موجود كننده هر چيز تو بر هر چيز قادرى اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْعَدِيلَةِ عِنْدَ الْمَوْتِ وَ مِنْ شَرِّ الْمَرْجِعِ فِي الْقُبُورِ اى خدا من از عدول از دين تو هنگام مرگ به تو پناه مى‏ برم و از شر بازگشتن در قبر وَ مِنَ النَّدَامَةِ يَوْمَ الْآزِفَةِ و از پشيمانى روز رستاخيز فَأَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ پس از تو درخواست مى‏ كنم كه درود فرستى بر محمد (ص) و آل محمد (ع) وَ أَنْ تَجْعَلَ عَيْشِي عِيشَةً نَقِيَّةً وَ مِيتَتِي مِيتَةً سَوِيَّةً وَ مُنْقَلَبِي مُنْقَلَباً كَرِيماً غَيْرَ مُخْزٍ وَ لاَ فَاضِحٍ‏ و عيش و زندگانى مرا پاكيزه گردانى و مرگم را مرگى معتدل و جاى بازگشتم را منزل شرافت و كرامت قرار ده نه جاى خوارى و رسوايى اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْأَئِمَّةِ يَنَابِيعِ الْحِكْمَةِ وَ أُولِي النِّعْمَةِ وَ مَعَادِنِ الْعِصْمَةِ خدايا درود فرست بر محمد (ص) و آلش كه پيشواى خلق و سرچشمه حكمت و ولى نعمت و معدن عصمت و طهارتند وَ اعْصِمْنِي بِهِمْ مِنْ كُلِّ سُوءٍ وَ لاَ تَأْخُذْنِي عَلَى غِرَّةٍ وَ لاَ عَلَى غَفْلَةٍ و مرا به توجه آنها از هر كار بد نگه دار و مرا در حال مغروريت و غفلت مگير وَ لاَ تَجْعَلْ عَوَاقِبَ أَعْمَالِي حَسْرَةً وَ ارْضَ عَنِّي فَإِنَّ مَغْفِرَتَكَ لِلظَّالِمِينَ وَ أَنَا مِنَ الظَّالِمِينَ‏ و عاقبت اعمالم را حسرت و ندامت قرار مده و از من راضى شو كه مغفرت و عفوت براى ستمكاران است و من هم از ستمكارانم اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي مَا لاَ يَضُرُّكَ وَ أَعْطِنِي مَا لاَ يَنْقُصُكَ فَإِنَّكَ الْوَسِيعُ رَحْمَتُهُ الْبَدِيعُ حِكْمَتُهُ‏ اى خدا گناهم را كه به تو ضررى نمى ‏رساند ببخش و از رحمت كه هيچ كم نمى ‏شود به من عطا فرما زيرا كه تويى كه ‏رحمتت بى حد و پايان است و حكمتت بى‏ مانند است وَ أَعْطِنِي السَّعَةَ وَ الدَّعَةَ وَ الْأَمْنَ وَ الصِّحَّةَ وَ الْبُخُوعَ وَ الْقُنُوعَ وَ الشُّكْرَ و مرا به كرمت وسعت و آسايش و ايمنى و صحت بخش و فروتنى و قناعت و شكرگزارى وَ الْمُعَافَاةَ وَ التَّقْوَى وَ الصَّبْرَ وَ الصِّدْقَ عَلَيْكَ وَ عَلَى أَوْلِيَائِكَ وَ الْيُسْرَ وَ الشُّكْرَ و عافيت و پرهيزگارى و صبر و شكيبايى ده و راستگويى با تو و اولياء تو و گشايش و سپاسگزارى عطا كن وَ اعْمُمْ بِذَلِكَ يَا رَبِّ أَهْلِي وَ وَلَدِي وَ إِخْوَانِي فِيكَ وَ مَنْ أَحْبَبْتُ وَ أَحَبَّنِي‏ و هم مرا و هم اهل بيت و فرزندان با ايمانم را و برادران دينيم و هر كه را كه دوست مى ‏دارم و او مرا دوست مى ‏دارد وَ وَلَدْتُ وَ وَلَدَنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُؤْمِنِينَ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ‏ و اولاد و آباء من از مسلمين و اهل ايمان و دعايم اجابت كن اى پروردگار عالم.(مفاتیح الجنان)
ادامه مطلب

[ جمعه 20 فروردین 1395  ] [ 11:02 ب.ظ ] [ افشین ] [ نظرات 0 ]
علی‌بن ابی‌طالب(ع) نزد پیامبر خدا (ص) رفت و چیزی از او خواست، پیامبر (ص) به او فرمود: یا علی! سوگند به آن‌کس که مرا به حق به پیامبری برانگیخت، نزد من هیچ کم و بیش نیست ولی تو را چیزی می‌آموزم که دوستم جبرئیل به من آموخت وگفت ای محمد(ص) این هدیه‌ای است از نزد خدای گرامی و بزرگ که تو را به آن ارج نهاد و به هیچ یک از پیامبران پیش از تو آنرا ارزانی نکرد، آن نوزده سخن است که هر دل سوخته و درد دیده و اندوهگین و غمگین و هر آنکه در خطر دزد و آنش‌سوزی است، با آن سخنان خدای را نخواند و بنده‌ هراسان از سلطان آن را نگوید جز آنکه خداوند او را از آن گرفتاری رهایی بخشد. آن سخنان نوزده جمله است که چهار جمله‌ی آن بر پیشانی اسرافیل نگاشته شده، چهار جمله‌اش بر پیشانی میکائیل، چهار جمله اش بر گرد عرش، چهار جمله اش بر پیشانی جبرئیل و سه جمله‌اش درجایی است که خدا خواسته است. علی‌بن ابی طالب(ع) سؤال کرد: ای پیامبر خدا، چگونه با آن سخنان خدا را بخوانیم؟ پیامبر (ص) فرمود: بگو «یا عماد من لا عمادله و یا ذخر من لا ذخرله و یا سند من لا سندله و یا حزر من لا حزرله و یا غیاث من لا غیاث‌له و یا کریم العفو و یاحسن البلاء و یا عظیم الرجاء و یا عون الضعفاء و یا منقذ الغرقی ، و یا منجی الهلکی، یا محسن یا مجمل یا منعم یا مفضل، انت الذی سجدلک سواد اللیل و نور النهار، وضوء القمر و شعاع‌ الشمس و دویّ الماء و حفیف الشجر یا الله یا الله یا الله، انت وحدک لاشریک لک» آنگاه می‌گویی خدایا برای من چنین و چنان کن (منظور حاجت است). منبع: الخصال المحمودة و المذمومة (صفات پسندیده و نکوهیده) ، جلد 2، نوشته ی شیخ صدوق(ره)
ادامه مطلب

[ دوشنبه 17 اسفند 1394  ] [ 05:16 ب.ظ ] [ افشین ] [ نظرات 0 ]
مواجهه با تنگنای پر پیچ و خم و ترسناک شب اول قبر برای هر انسان زنده‌ای که به جهان آخرت و دنیای پر از مرگ اعتقاد دارد، وحشتناک و ‌رعب‌آور است. دنیایی که نه تصور درستی از آن در دست است و نه می‌توان به طور کامل درباره‌ شرایط آن نظر قطعی داد. شب اول قبر، فشار قبر، حضور نکیر و منکر دو فرشته‌ی الهی که برای سوال و جواب بر میت وارد می‌شوند و عذابی که در این شب فرد به آن دچار خواهد شد همه و همه به راز آلود و مبهم بودن مرگ و دنیای پس از آن دامن می زنند. حجت الاسلام و المسلمین علی سرلک، کارشناس و سخنران مذهبی با اشاره به وقایعی که در شب اول قبر اتفاق می افتد، گفت: شب اول قبر از زمان قبض روح و فوت هر انسان شروع می‌شود و آغاز این مسئله به زمان دفن فرد ربطی ندارد اما برای بازماندگان این تصور وجود دارد که شب اول قبر، شب اولی است که فرد را به خاک می‌‌سپارند. وی افزود: افراد بسیاری هستند که در دریا غرق شده‌، در کوه مرده‌اند یا حتی بر اثر سقوط هواپیما به طور کامل جسمشان نابوده شده و قابل دفن نیستند لذا این افراد نیز از زمان جدایی روح از جسمشان شب اول قبر را تجربه خواهند کرد. سرلک درخصوص مدت زمان شب اول قبر خاطر نشان کرد: زمان به طول انجامیدن شب اول قبر برای ما که محاسبه شمسی و قمری داریم یک تجلی دارد و برای فرد جان باخته که دیگر زمان ومکان از نظر او معنایی ندارد، جلوه دیگری دارد اما در روایات از فقدان وجود زمان پس از مرگ صحبت شده است. آیا فشار قبر استخوان‌ها را خرد می‌کند؟ هر فرد پس از جدا شدن روح از بدن هم چنان به تعلقات دنیایی‌اش وابستگی دارد و دوری از اولاد و دوستان روحش را خواهد آزرد و غیر از دلبستگی‌های دنیای که هنوز روح را به خود وابسته نگاه داشته است، خیر و شر بودن اعمال انسان در دنیا نیز بر میزان و شدت فشار قبر موثر است. حجت‌اسلام و المسلمین علی سرلک در رابطه با علت فشار قبر اظهار داشت: فشار قبر برای انسانی که می‌خواهد بر خدا وارد شود، نوعی نوازش است همانند تعابیر استفاده شده در نماز میت که بر فرد می‌خوانیم «هذا عبدک و بن عبدک نزل بک» خدایا این فرد بر تو نازل شده «و انت‌ خیر منقول به» تو بهترین کسی هستی که هر فرد بر او وارد می‌شود. وی عنوان کرد: فشار قبر به نوعی آماده‌سازی فرد برای ورود به بزرخ است لذا انسان های خوب نیز به خاطر اشتباهات دنیوی خود و برای این که طولانی بودن حضورشان در برزخ آنها را آزرده نکند، جان کندن سختی یا فشار قبر طاقت‌فرسایی خواهند داشت، همانند سعد بن معاض که به خاطر بدرفتاری با همسرش آن قدر فشار قبر شدیدی داشت که پیامبر اکرم(ص) صدای خرد شدن استخوان‌هایش را شنید. این کارشناس مذهبی افزود: در مقابل، کافرانی که کارهای نیک داشته‌اند نیز مرگ راحت‌ و فشار قبر کمی را تجربه خواهند کرد تا به نسبت به عمل خوب خود، با آرامش به برزخ رفته و نیکی آنها قبل از ورود به بزرخ تصویر و عدالت در حقشان اجرا شود. چگونه شب اول قبر راحت‌تری داشته باشیم؟ در احادیث و روایات اعمالی برای کاهش فشار قبر عنوان شده که برخی از آنها توسط فرد در زمان حیات قابل اجراست و برخی دیگر را بازماندگان او باید انجام دهند. حجت الاسلام سرلک در این رابطه تشریح کرد: هر فرد پیش از مرگ می‌تواند با انجام‌ اعمال خیری هم چون نماز اول وقت، دائم الوضو بودن، صله رحم، صدقه دادن، دستگیری از مستضعفین و فقرا، مهربانی با اطرافیان و فرزندان خود و از همه مهمتر به یاد مرگ بودن از فشار قبر بر خود بکاهد. وی گفت: بازماندگان نیز می توانند با خواندن تلقین هنگام دفن و تلاوت قرآن برای میت به خصوص توسط فرزندان صالح و پرداخت بدهکاری‌های مادی و معنوی او، به رهایی فرد از فشار قبر و سختی‌های شب اول قبر بکاهند. آیات آسمانی که دلالت بر اتفاقات شب اول قبر دارند حجت الاسلام سرلک با اشاره به آیاتی از قرآن که شب اول قبر در آنها مطرح شده، گفت: آیات متعددی در این زمینه وجود دارند که به صورت عینی درباره شب اول قبر صحبت می‌کنند یا در معنی و تفسیر مرتبط هستند. وی افزود: آیه 100 سوره مومنون، آیه 169 سوره آل عمران، آیه 46 سوره مومن، آیات 28-29 و 32 سوره نحل، آیه 124 سوره طه‌ و آیه 27 سوره محمد که در آن خداوند می‌فرماید «حال انها چگونه خواهند بود هنگامی که فرشتگان مرگ بر صورت و پشت انان می‌زنند و جانشان را می‌گیرند» از جمله آیاتی است که دلالت بر وجود شب اول قبر دارند. این کارشناس مذهبی اظهار داشت: حضرت علی(ع) در رابطه با شب اول قبر می‌فرماید «همانا آن زندگی سخت و دشواری که خداوند دشمن خود را از آن بیم داده، عذاب قبر است، که خداوند بر کافر 99 اژدها مسلط کند که گوشت بدنش را به دندان گزند و استخوان او را بشکنند و پیوسته بر سر او درآمد و شدند تا روزی که از قبر برانگیخته شود که اگر یکی از آنها اژدهایان در زمین بدمد هرگز زمین زراعتی نرویاند» اما انسان مؤمن که به تکالیف شرعی خود و ترک محرمات عمل کرده و به لطف و مهربانی خداوند امیدوار است، نه تنها هراسی از مرگ ندارد بلکه به آن مشتاق نیز هست چرا که بر اساس وعده الهی فرد صالح و نیکوکار در سرای آخرت همنشین پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) خواهد بود و از نعمت های بی پایان الهی بهره مند می‌شود. کسانی که با دیدگاه الهی، مرگ را گذرگاه حیات ابدی و باز شدن دفتر زندگی نوینی می‌دانند و باورشان این است که رحمت و مغفرت خداوند بی‌پایان است، به لطف و رحمتش امیدوار می‌گردند و هراسی از مرگ ندارد، چه آن که هر چقدر گناهان آنان بزرگ و زیاد باشد، با رحمت نامحدود خداوند قابل مقایسه نیست، پس با آب توبه آثار گناهان را شستشو می‌دهند و با بیم و امید زندگی می‌کنند، زیرا توبه‌کننده «محبوب» خداست.
ادامه مطلب

[ یک شنبه 2 اسفند 1394  ] [ 01:52 ب.ظ ] [ افشین ] [ نظرات 0 ]
آیت الله سبحانی به دو استفتاء پیرامون احکام شرعی و اقامه نماز در فضای خارج از کره زمین پاسخ دادند. سئوال: اگر مسلمانى به فضا رود وظيفه اش نسبت به وضو چيست؟ پاسخ: در صورت وجود آب وضو بگيرند و در صورت عدم امكان، خاك آنجا براى تيمم كافى است. والله العالم سئوال: اگر مسلمانى به فضا برود، وظيفه اش نسبت به قبله چيست؟ پاسخ: در كره ماه، اگر بخواهد نماز بگزارد تمام كره زمين براى او حكم قبله را دارد. والله العالم
ادامه مطلب

[ چهارشنبه 28 بهمن 1394  ] [ 06:52 ب.ظ ] [ افشین ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 37 :: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >

درباره وبلاگ

مصباح الهدی برنامه ای برگرفته از قرآن و اهل بیت (ع) برای زندگی سعادتمندانه به شما می دهد
نویسند وبلاگ
آمار سایت
كل بازديدها : 115030 نفر
كل مطالب : 367 عدد
تعداد کل نظرات: 33 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: شنبه 16 شهریور 1392 
آخرین بروز رسانی : پنج شنبه 29 تیر 1396 
امکانات وب
دعای فرج