مصباح الهدی
اللهم عجل لولیک الفرج
قالب وبلاگ

هیچ تاکنون به این نکته اندیشیده اید که چرا ما شیعیان راپیروان مذهب جعفری می خوانند؟ در میان امامان دوازدگانه شیعه چرا مذهب ما به ایشان انتساب یافته است؟ با توجه به این که امام جعفر صادق(ع) ششمین امام شیعه هستند مگر پیش از ایشان وضعیت شیعه چگونه بوده و به عبارت دیگر چرا مذهب شیعه علوی یاحسنی یا حسینی یا سجادی و یا باقری نامیده نشده است؟ آنچه درپی می آید توضیحی است بر راز این نام گذاری.

عرصه تئوری ها و دیدگاههای علمی و فرهنگی در میان دانشمندان وفرهیختگان همواره عرصه ابقای بهترین اندیشه ها بوده است. هرنظریه ای آن هنگام توانسته جایگزین نظریه پیشین شود که محتوایی بهتر از آن را به بشریت هدیه کرده باشد و الا مورد استقبال قرارنخواهد گرفت. 

مکتب های فکری بزرگ نیز همواره باید دارای چنین ویژگی باشند تا بتوانند در دل بشر جایی باز کنند. نگاهی به دستاورد مکتب اسلام در مقایسه با آنچه جامعه جاهلی عرب بدان دلبسته بود و مبنای رفتار فردی و اجتماعی خود قرار داده بودمی تواند راز موفقیت اسلام را در برابر اندیشه های جاهلانه نشان دهد. پیامبر(ص) در دعوت خود ضمن پذیرش سنت های پسندیده انسانی در میان اعراب آنگاه که به نفی ضد ارزشها می پرداخت طرح های جایگزین نیز ارائه می کرد تا مخاطبان او احساس خلاء نکنند.

شاید راز بسیاری از شکست های فردی و اجتماعی مصلحان در طول تاریخ همین بوده که طرح جایگزین نداشته اند به همین نمونه تاریخ معاصر ایران توجه کنید. حضور روحانیت در مشروطیت و انقلاب اسلامی و این که چرا روحانیت در مشروطیت نتوانست تا پایان حضور داشته باشد اما انقلاب اسلامی به رهبری امام موفق به براندازی یک نظام شد؟

شاید مهمترین نکته در همین طرح جایگزین بوده است. امام خمینی(ره) طرح جایگزین سلطنت را داشت اما روحانیت در مشروطیت به ابعاد این موضوع آن چنان که بایسته است نیاندیشیده بود واین سرانجام هرحرکت سیاسی و فکری است که فقط طرح براندازی داشته باشد و نه طرح جایگزین!

امام جعفرصادق(ع) در مسیرتکاملی حرکت شیعه گام دوم را برداشته بودند. یعنی پس از آنکه مردم بر اثر مجاهدت های امامان پیشین به ناصحیح بودن مذهب رسمی و دیگر اندیشه های منبعث از آن و نیزحرکت های سیاسی مبتنی برآن در سالهای گذشته پی بردند آماده بودند تا طرح جایگزین مکتب اهل بیت را دریافت کنند و امام صادق(ع) همان بزرگواری است که با توجه به یک موقعیت استثنایی تاریخی طرح جایگزین شیعه را به هنگام ارائه کرد و امامان دیگربه شرح و بسط بعضی از ابعاد آن پرداختند.

دوره امامت حضرت که از سال 114 هجری آغاز شده تا سال 148 هجری ادامه یافت. (1) یکی از شرایط بحرانی تاریخی در اسلام بود زیراکه بنیان حکومتی یکصدساله فرو ریخته بود و بنیان حکومت پانصدساله ای پی ریزی می شد و همت اصلی سران حکومت تازه، کوبیدن مخالفان بود. مثلا توجه کنید که از سال 132 که رسما حکومت عباسیان آغاز شد تا سال 137 هجری سردمداران آن از هیبت و عظمت یکی از بزرگترین سرداران خود یعنی ابومسلم خراسانی هراس داشتندو تا او را با حیله و فریب نکشتند (2) احساس آرامش نکردند وامام صادق(ع) با توجه به این فضا، پایه های فکری نظام تشیع یاطرح جایگزین را بنانهاد.

پیدایش شیعه از زمان پیامبر اسلام (ص) بوده و انتخاب لقب رئیس مذهب برای امام صادق (ع) به این دلیل بوده که این امام بزرگوار به جهت آزادی عملی که بر اثر درگیری امویان و عباسیان به وجود آمد، توانست در حد وسیعی به توسعه فکری مذهب تشیع بپردازد و این معنا، نفی تلاش دیگر امامان نیست.

اصطلاح رئیس مذهب شیعه که اکثراً بر امام صادق (ع) اطلاق می شود، ناظر به فقه شیعی در برابر مذاهب اهل سنت است، و گرنه اساس تشیع و مکتب امامت از لحاظ معارف بنیادی، در عرض مذاهب فقهی نبوده و معارف اصلی اسلامی را شامل می شود که جز در مکتب اهل بیت (ع) (عموما) قابل وصول نیست.

بی گمان مقصود از تشیع، همان حقیقت راستین اسلام است که مؤسس آن پیامبر اسلام (ص) بوده، و امت را به متابعت از علی (ع) و اهل بیت(ع) رهنمون کرده، تا بتوانند از این در، بر شهر علم محمدی راه یابند .

در زمان امام صادق (ع) شرایطی فراهم شد که امکان بیشتری برای ترویج علوم فراهم بود، و معارف دینی فرصت بیشتری برای اظهار داشت. از طرفی می بینیم که هفتاد درصد از روایات فقهی شیعه به نقل از آن حضرت بوده، همچنان که مذاهب فقهی اهل سنت نیز در همین دوره پایه گذاری شده است. پس این دوره، دوره شکل گیری مذاهب فقهی اسلام نیز بوده است. اصطلاح رئیس مذهب شیعه که اکثراً بر امام صادق (ع) اطلاق می شود، بیشتر ناظر به فقه شیعی در برابر مذاهب اهل سنت است، و گرنه اساس تشیع و مکتب امامت از لحاظ معارف بنیادی، در عرض مذاهب فقهی نبوده و معارف اصلی اسلامی را شامل می شود که جز در مکتب اهل بیت (ع) قابل وصول نیست .

بنابراین، این گونه اصطلاحات، ناظر به شرایط تاریخی بوده و صرفاً جنبه توصیفی دارد و تشیع به عنوان مکتب اهل بیت(ع) حقیقت راستین اسلام است و صرفاً مذهبی فقهی در عرض سایر مذاهب نیست. با این حال فقه متعالی شیعه به عنوان یکی از افتخارات تشیع در زمان امامت امام صادق (ع) در برابر سایر مذاهب فقهی اظهار شد و از این روی تبیین علم شریعت نیز بیشتر به آن حضرت اختصاص داشته است.

همان گونه که بیان شد به جهت وضعیت خاصی که در زمان امام صادق (ع) پیش آمد، پیروان حضرتشان نیز به جهت آزادی نسبی که برایشان پدید آمده بود، به شیعه جعفری (ع) شهرت یافتند، و در گفتار امام صادق (ع) شیعیان به این لقب نامیده شده اند. 

اما در بیشتر موارد، دیگر امامان معصوم شیعیان را منتسب به نام خود نکردند (بدین معنا که گفته نشده شیعه باقر، شیعه کاظم و...) و نیز خود شیعیان نیز از انتساب خویش به آن امامان بزرگوار در خوف و هراس بوده اند.

گفتنی است که در صدر اسلام، پیروان امام علی (ع) در روایات پیامبر (ص) و خود ایشان به لقب شیعه منتسب شده اند.


ادامه مطلب

[ پنج شنبه 29 تیر 1396  ] [ 10:00 ب.ظ ] [ افشین ] [ نظرات 0 ]

به دلیل نزدیکی به انتخابات، صحبت از بصیرت و نفوذ در چند ماه گذشته زیاد شده است. بحث نفوذ و اثرپذیری، یک بحث صرفاً سیاسی نیست و  همه ما در مسایل مختلف زندگی  تأثیرپذیر هستیم. پس باید به عنوان یک انسان راه‌های اغفال، نفوذ و اثرپذیری را بشناسیم. در این خصوص با نگاهی به قرآن تذکراتی را به مردم عزیز و کاندیداهای محترم می‌دهم:

 

1. پای هر سختی ننشینیم و به هر سخن و خبری اعتماد نکنیم . قرآن می‌فرماید: «إِذَا سَمِعْتُمْ آيَاتِ اللَّـهِ يُكْفَرُ بِهَا وَيُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلَا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّىٰ يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ» (نساء/1400) هرگاه بشنوید افرادی آیات خدا را انکار و استهزا می‌کنند، با آنها ننشینید تا به سخن دیگری بپردازند! یعنی چنین جلسه‌ا‌ی را ترک کنید. در جای دیگر قرآن می‌فرماید: «إِن جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا» (حجرات/6) اگر شخص فاسقی خبری برای شما آورد، درباره آن تحقیق کنید. در آیه دیگر داریم: «وَمِنَ النَّاسِ مَن يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللَّـهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ» (بقره/204) بعضی از مردم حرف که می‌زنند، تو که پیغمبر هم هستی، به عجب درمی‌آیی که چقدر  قشنگ و عالی صحبت می‌کند. اما او سرسخت‏ترين دشمنان است.

یا می‌فرماید: «يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَىٰ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ» (انعام/112) بعضی‌ها حرف که می‌زنند، طلایی حرف می‌زنند، اما حرفشان باطل است. مثل گل زیبایی که ریشه‌اش در پِهن است.

 

 قرآن می‌فرماید:  اگر خودتان اهل تشخیص هستید، به همه حرف‌ها گوش بدهید و بهترینشان را انتخاب کنید: «فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» (زمر/17و18) پس بندگان مرا بشارت ده! همان کسانی که سخنان را می‌شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می‌کنند. مثالی بزنم:  اگر برق‌کش هستید، می¬توانید دست به هر سیمی بزنید، وگرنه نباید دست بزنید.

 

2. به هر سوگندی اطمنیان نکنیم. بعضی‌ها قسم می‌خورند، اما دروغ است. اولین قسم تاریخ دروغ بود. شیطان در آن باغی که آدم و حوّا بودند، قسم خورد که من  خیرخواه شما  هستم: «وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ» (اعراف/211) در آیه‌ی دیگر می‌فرماید: «اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً» (مجادله/16) آنها سوگندهای خود را سپر قرار دادند، یعنی قسم می‌خورند، ولی دروغ می‌گویند. بعضی می‌گویند: خدا شاهد است، حرف‌هایم راست است. ولی همین خدا شاهد است را که می‌گوید، دروغ است: «وَيُشْهِدُ اللَّـهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ» (بقره/204)‌ 

 

3. به هر اشکی اعتماد نکنیم. «وَجَاءُوا أَبَاهُمْ عِشَاءً يَبْكُونَ» (یوسف/16) برادران یوسف، او را در چاه انداختند، و شبانه زار زار پیش پدر به دروغ  گریه کردند، که گرگ او را خورده است.

 

4. به هر اظهار ایمانی اعتنا نکنیم. قرآن می‌فرماید: «وَقَالَت طَّائِفَةٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ آمِنُوا بِالَّذِي أُنزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهَارِ آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُون» (آل‌عمران/722) جمعی از اهل کتاب (از یهود) توطئه‌ای طراحی کردند و گفتند: «در آغاز روز (بروید در ظاهر) به آنچه بر مؤمنان نازل شده، ایمان بیاورید؛ و در پایان روز، کافر شوید (و باز گردید)! این کار دو فایده برای آن‌ها داشت، اول اینکه از برگشت علمای یهود از اسلام در دل مسلمانان ترس و تزلزل ایجاد می‌شد، تا شاید مسلمانان از آیین خود بازگردند! دوم اینکه سایر یهودیان بر دین خود استوار و به فکر مسلمان شدن نمی‌افتادند.

 

5. به هر جلوه‌ای خیره نشوید. استقبال و بدرقه و تبریک و تسلیت و دست بوسی و پذیرایی و مهمانی و رفت و آمد و این‌ها شما را فریب ندهد. از  قدیم گفته‌اند: هیچ گربه‌ای برای رضای خدا موش نمی‌گیرد.

 

6. درباره انتخابات حدیث داغی داریم: حضرت علی(ع) می‌فرماید: «مَنْ تَقَدَّمَ عَلَی قَوْمٍ وَ هُوَ یَرَی فِیهِمْ مَنْ هُوَ أَفْضَلَ فَقَدْ خَانَ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ المُؤمِنینَ» (الغدیر/ج8/ص2911) هرکس خود را در جامعه بر دیگران مقدم بدارد  درحالی که بداند افراد لایق‌تر از او هستند، قطعا او به خدا و پیامبر و مؤمنان خیانت کرده است.

 

اولین و بزرگ‌ترین خائن در زمان ما آل‌سعود است. به چه دلیل آل‌سعود باید حاکم بر مردم عربستان شوند؟ به چه دلیل باید یک کشور به اسم یک خانواده باشد؟ خدا گفته یا مردم رأی داده‌اند؟ در قبال جنایت‌های آن‌ها همه حقوق بشری‌ها خفه شده‌اند. باید بگویم: مرحوم حقوق بشر، چون دیگر چیزی به اسم حقوق بشر وجود ندارد. کشته‌های منا، حمایت از طالبان، داعش و تکفیری‌ها، جنایت در یمن، سوریه، عراق، پاکستان و افغانستان کم است؟ 

 

خاطره: زمانی جمعی از دانه‌درشت‌های کاشانی (مقیم تهران) منزل ما آمدند، که آقای قرائتی! الان وقت غیرت محلی است. گفتم: چه کار کنیم؟ گفتند: ‌یک خط راه‌آهن  می‌خواهند از تهران به اصفهان بکشند. قرار است از دلیجان ببرند. تو  وزیر را ببین، که راه قطار را به جای دلیجان از کاشان ببریم. گفتم: راه قطار سه دلیل دارد که از کجا برود، یک: کدام راه نزدیک‌تر است، دو: کجا مسافرش بیش‌تر است، سه: کجا جاده‌اش ارزان‌تر تمام می‌شود. یک وقت می‌بینی در یک جاده سی تا پل باید بزنند، برای وزارت راه سنگین تمام می‌شود و همراهی‌شان نکردم. رفتند و گفتند: قرائتی به درد نمی‌خورد، خنثی است. گفتم: الحمدلله رب العالمین. البته نمایندگانی که مردم چشم امید به آن‌ها دارند، باید به فکر حمایت از کسانی که او را انتخاب کرده‌اند باشند، اما به حق!

 

7. به ظواهر و تجملات و زرق و برق اهمیت ندهیم و خیره نشویم که کار فرعونی است. فرعون می‌گفت: «أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَهَـذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِي مِن تَحْتِي» (زخرف/511) آیا حکومت مصر از آن من نیست، و این نهرها تحت فرمان من جریان ندارد؟ «أَمْ أَنَا خَيْرٌ مِّنْ هَـٰذَا الَّذِي هُوَ مَهِينٌ وَلَا يَكَادُ يُبِينُ» (زخرف/52) مگر نه این است که من از این مردی که از خانواده و طبقه پستی است و هرگز نمی‌تواند فصیح سخن بگوید برترم؟ فرعون موسی را به دلیل چوپانی و لکنت زبان مسخره می‌کرد و خود را برتر از او می‌پنداشت. 

 

8. از هر نیرویی استفاده نکنیم. قرآن می‌گوید: اگر بعضی به جبهه بیایند، اسباب دردسر هستند. بهتر است، نیایند. «لَوْ خَرَجُوا فِيكُم مَّا زَادُوكُمْ إِلَّا خَبَالًا» (توبه/47) اگر آنها همراه شما (بسوی میدان جهاد) خارج می‌شدند، جز اضطراب و تردید، چیزی بر شما نمی‌افزودند. یا در جای دیگر می‌فرماید: «وَمَا كُنتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُدًا» (کهف/51) من از افراد منحرف بازو نمی‌گیرم.  به همین دلیل باید در انتخاب نیروها و افراد دقت داشته باشیم و با معرفی و سفارش و این‌ها نیروها را انتخاب نکنیم.

 

9. فکر نکنیم که هر کس زیر پرچم ما سینه می‌زند، و پای سخنرانی ما نشسته است، مرید ماست. «وَفِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ» (توبه/47) بعضی  می‌نشینند، گوش می‌دهند ولی قصد قربت ندارند و نیت‌های دیگری دارند. 

 

10. هر کمکی را نپذیریم. افرادی ممکن است علف می‌دهند که شیر بدوشند. دانه می‌ریزند که تخم مرغ بردارند. قرآن می‌فرماید: «مَا كَانَ لِلْمُشْرِكِينَ أَن يَعْمُرُوا مَسَاجِدَ اللَّـهِ» (توبه/177) اگر مشرکین یک پولی دادند و گفتند: خرج مسجد کن! این پول را رد کنید و هر پولی را نپذیرید.

 

11. به هر شعاری شاد نشویم. نزد یعقوب آمدند و گفتند: یوسف را به ما بسپار.  «وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ» (یوسف/12) ما حافظ او هستیم. اما همین‌ها یوسف را در چاه انداختند. خود ابلیس به آدم و حوا گفت: از این میوه بخوردید که «إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ» (اعراف/2) من خیرخواه شما هستم. 

 

12. به هر توجیهی اعتماد نکنیم. بعضی دائماً کارها و اشتباهاتشان را توجیه می‌کنند. به بت‌پرست‌ها می‌گفتند: چرا بت می‌پرستید؟ می‌گفتند: «إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا» (زخرف/22) نیاکان ما هم بت می‌پرستیدند. 

 

13. هر کس رأی آورد فکر نکند که عزیز است. بنی‌صدر هم رأی آورد، ولی ذلیل شد. «إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّـهِ جَمِيعًا» (یونس/65) تمامی عزت از آن  خداست. حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) با آنکه در غدیر خم همه او را تأیید کردند، رأی نیاورد. خوب حضرت علی(علیه السلام)  ذلیل شد یا عزیز شد؟

 

14. مراقب دشمن باشیم. دشمن با تمام امکانات برای ضربه زدن به نظام و انقلاب تلاش می‌کند. قرآن می‌فرماید: «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ لِيَصُدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّـهِ» (انفال/366) آنها که کافر شدند، اموالشان را برای بازداشتن (مردم) از راه خدا خرج می‌کنند.

 

15. به وعده‌ها دل‌خوش نباشیم: «وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلَّا غُرُورًا» (نساء/120) شیطان جز فریب و نیرنگ، وعده نمی‌دهد. مراقب تهدید، تطمیع، رشوه و لقمه حرام باشیم. و از همه مهم‌تر متوجه وحدت بین مردم و مسؤولین در جامعه باشیم که دشمن از هر راهی برای ایجاد تفرقه و دسته دسته کردن مردم استفاده می‌کند همانطور که فرعون چنین می‌کرد: «إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا» فرعون در زمین برتری‌جویی کرد، و اهل آن را به گروه‌های مختلفی تقسیم نمود.

 

در پایان باید بگویم در همه امور مهم این است که فکر و جهت و حرکت انسان درست و در مسیر الهی باشد. برای خداوند ضعیف و قوی تفاوتی ندارد. در دعا داریم: «یا مَن سَوّی التَّوفیق بَینَ الضَّعیفِ وَ القَوی» این انتخابات و انقلاب و نظام، امانت شهداء است. امیدوارم با حضور پرشور مردم و نیت خالصانه مسؤولین، جمهوری اسلامی به بالاترین درجه‌ی عزت و قدرت و مصونیت برسد.

 

 


ادامه مطلب

[ جمعه 15 اردیبهشت 1396  ] [ 08:47 ب.ظ ] [ افشین ] [ نظرات 0 ]

مردی به همسرش گفت: برو خدمت حضرت فاطمه زهرا (س) از او بپرس آیا من از شیعیان شما هستم یا نه؟ آن زن خدمت حضرت زهرا (س) رسید و مطلب را پرسید و حضرت فاطمه (س) فرمود: به همسرت بگو اگر آنچه را که دستور داده‌ایم به جا آوری و از آنچه که نهی نموده‌ایم دوری جویی از شیعیان ما هستی وگرنه شیعه ما نیستی.

 

زن به منزل برگشت و فرمایش حضرت زهرا (س) را برای همسرش نقل کرد. مرد با شنیدن جواب حضرت سخت ناراحت شد و فریاد کشید: وای بر من  چگونه ممکن است انسان به گناه و خطا آلوده نباشد؟ بنابراین من همیشه در آتش جهنم خواهم سوخت. زیرا هرکس از شیعیان ایشان نباشد همیشه در جهنم خواهد بود.

 

زن بار دیگر محضر فاطمه (س) رسید و ناراحتی و سخنان همسرش را نزد آن حضرت بازگو کرد. حضرت زهرا (س) فرمود: به همسرت بگو؛ آن طور که فکر می‌کنی نیست چرا اینکه شیعیان ما بهترین اهل بهشتند. ولی هرکس ما را و دوستان ما را دوست بدارد، دشمن دشمنان ما باشد و نیز دل و زبان او تسلیم ما شود ولی در عمل با اوامر و نواهی ما مخالفت کرده و مرتکب گناه شود گرچه شیعیان واقعی ما نیست، اما در عین حال او نیز در بهشت خواهد بود، و منتهی پس از پاک شدن گناه.

 

آری به این طریق است که به گرفتاری‌های (دنیوی) و یا به شکنجه و مشکلات صحنه قیامت و یا سرانجام در طبقه اول دوزخ کیفر دیده و پس از پاک شدن از آلودگی‌های گناه به خاطر ما از جهنم نجات یافته و در بهشت و در جوار رحمت ما منزل می‌گیرد.

 

منبع:بحار الانوار، ج ۶۸، ص ۱۵۵


ادامه مطلب

[ جمعه 6 اسفند 1395  ] [ 10:00 ب.ظ ] [ افشین ] [ نظرات 0 ]

 مرتاض‌هاي هندي بیست سال رياضت مي‌كشند و واقعاً همه چيز انسان را مي‌دانند، بعضي از اينها وقتي کساني نزد آنها رفتند، گفته‌اند كه از كجا آمديد، چندساله هستید، پدر و مادرتان كيستند، اقوامتان چه كساني هستند! حتي گاهي مي‌گويند كه چه حوادث بزرگي در سال‌هاي آينده اتفاق مي‌افتد! اينها گوشه‌اي از آثاري است كه مربوط به رياضات اينهاست، و رياضات آنان كه چيزي نيست؛ در روايت هست كه دو ركعت نمازِ شيطان، چهارهزار سال طول كشيد. در حالي که ما نمي‌توانيم يك نماز يك ساعته بخوانيم! مثلا نماز هزار «قل هو الله» در شب عيد فطر را هر چه تلاش کنیم نمی‌توانیم با خشوع بخوانيم!

 

بنابراين رياضات و توانايي‌هاي او بسيار زياد است و امثال بنده توانا نيستيم، اگر خدا به ما حال بدهد و نماز شب بخوانيم و هفتاد استغفار بگوئيم، از دهم به بعد از حال خارج مي شويم؛ اما شيطان در چهار هزار سال، دو ركعت نماز خواند.

 

او فنون تصرف در ما را مي‌داند، ما هم نمي‌توانيم در مقابل او بايستيم؛ اگر حمله كند ما خودمان نمي‌توانيم در مقابل او ايستادگي کنيم.

 

شيطان به طرف انبياء آمده و از آنها تركِ اوليٰ گرفته است. ما غافليم و نمي‌فهميم گناه يعني چه؟ آنها كه مي‌فهميدند، اگر ترك اولي مي‌كردند دویست سال گريه مي‌كردند؛ حضرت آدم(ع) يك ترك اولي انجام داده، در بعضي روايات دارد كه دویست سال گريه مي‌كند. اين عمل ايشان، گناه نبود؛ پيامبر خدا كه گناه نمي‌كند؛ ترك اولي كرده. شيطان با اينكه مي‌دانسته در مخلصين راه ندارد به سراغشان می آید.(إِلاَّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصينَ). 

 

مخلصين چه كساني هستند؟ كساني هستند كه همه وجودشان پر از خداست؛ مخلصين آنهايي هستند كه هيچ جاي خالي در وجودشان نيست كه ديگري بخواهد نفوذ كند؛ هر جا خالي بود خداوند متعال پر كرده.

 

ما صمد نيستيم، بلكه تُهي هستيم؛ منتها گاهي آنچه ما را پر مي‌كند، بت‌ها هستند؛ دنيا ما را به جلوه‌هاي مختلف پر مي‌كند، دوستمان، برادرمان، مال و رياست همه در يك جاي قلب ما هستند و همه هم با ما بازي مي‌كنند.

 

منبع: سخنرانی حجت الاسلام سید محمد مهدی میرباقری


ادامه مطلب

[ دوشنبه 18 بهمن 1395  ] [ 03:14 ب.ظ ] [ افشین ] [ نظرات 0 ]

 با بررسی و تحقیق از چند کتاب مرجع در باب احادیث فواید نماز اول وقت از آنها استخراج شده که به شرح زیر است:

۱- نماز اول وقت

باعث طولانی شدن عمر می شود.

٢- نماز اول وقت 

باعث نورانی شدن چهره ی انسان می شود.

٣-نماز اول وقت

 باعث ثروتمند شدن انسان ها می شود.

۴- نماز اول وقت

 باعث برآورده شدن دعا می شود.

٥- نماز اول وقت

 باعث می شود که انسان تشنه از دنیا نرود.

۶- نماز اول وقت

 باعث آسان جان دادن می شود.

٧- نماز اول وقت

 باعث آسان شدن سؤال نکیر و منکر می‌شود.

٨- نماز اول وقت

 انسان را بهشتی می‌کند.

٩- نماز اول وقت

 باعث شفاعت پیامبر(ص) برای وى  مى شود .

 منابع:

1،بحارالانوار، ج82، ص204.
2،داستان هایی از نماز اول وقت، ص 121.
3،سفینه البحار،ج 2، ص 42.
4،وسائل الشیعه، ج 3، ص 81، ح 23و ص 78، ح 1.
5،الصلاة فی الكتاب و السنة، ج 1، ص 329.
6،وسائل الشیعه، ج3، ص 90، ح16.
7،سرمایه سخنوران، ص 306.
8،سفینه البحار، ج2، ص 44.
9،اصول وافی، ج2،


ادامه مطلب

[ شنبه 11 دی 1395  ] [ 04:18 ب.ظ ] [ افشین ] [ نظرات 0 ]

با توجه به اینکه اموات دستشان از اعمال خیر کوتاه است؛ به احسان و دعاى فرزندان و خویشان و دوستان مؤمن خود، نیازمندند. مرحوم «علاّمه مجلسى» مى فرماید: دعا کردن براى اموات در نماز شب و بعد از نمازهاى فریضه و همچنین یاد آنها در مکان هاى زیارتى خوب است و براى پدر و مادر باید بیشتر دعا کرد و اعمال خیر براى آنان بجا آورد. عمده خیرات براى پدر و مادر، اداى قرض آنان و اداى حقوق خدا و خلق از جانب آنان است.

 

در روایتى آمده است که رسول خدا(ص) می فرمایند: براى مردگان خود هدیه بفرستید! گفتند: هدیه براى آنان چیست؟ فرمود: صدقه و دعا.

 

همچنین فرمودند: ارواح مؤمنان هر جمعه، به آسمان دنیا در برابر خانه ها و منزل هاى خود مى‌آیند و با صداى غمناکى ندا مى‌دهند که اى خانواده ما، اى فرزندان ما و اى پدر و مادر و خویشان ما! به ما مهربانى کنید؛ از اموالى که در دست ما بود (و اکنون در اختیار شماست) با دادن درهمى و قرص نانى و جامه اى نسبت به ما ترحّم آورید، که خداوند شما را از جامه بهشت بپوشاند!

 

رسول خدا(ص) که این جملات را فرمود گریه کرد و صحابه نیز همراه او گریستند. 

 

همچنین آن حضرت (ص) بیان کردند: هر صدقه اى که براى میّت داده مى‌شود، فرشته‌اى آن را به مانند طبقى از نور مى‌گیرد و به کنار قبر مى‌آورد و مى‌گوید: «اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ یا اَهْلَ الْقُبُورِ» این هدیه را خانواده شما براى شما  فرستاده اند. آنگاه آن میّت این هدیه را تحویل مى گیرد و وارد قبرش مى کند که همین سبب فراخى قبرش (و آسایش و آسودگى او) مى گردد. 

 

در این رابطه نیز مرحوم «علاّمه مجلسى» مى فرماید: «در حدیث صحیحى آمده است که امام صادق(ع) در هر شب براى فرزند خود و در هر روز، براى پدر و مادر خود، دو رکعت نماز مى خواندند (و به روح آنان هدیه مى کردند) در رکعت اوّل سوره «انّا انزلناه» و در رکعت دوم سوره «کوثر» را مى خواندند».

 

نکته قابل توجّه آن است که انجام کارهاى خیر، جهت اموات براى کسانى که آن را انجام مى دهند نیز ثواب و پاداش فراوان دارد.

 

امام صادق(ع) فرمودند: ثواب اعمال خیر، براى کسى که براى مردگان انجام مى دهد، براى او و براى آن مرده، هر دو نوشته مى شود.


ادامه مطلب

[ پنج شنبه 2 دی 1395  ] [ 07:22 ب.ظ ] [ افشین ] [ نظرات 0 ]

  روزی رسول خدا(ص) نشسته بود که عزراییل به زیارت آن حضرت آمد.سپس پیامبر خدا(ص) از او پرسید :ای برادر، چندین هزار سال است تو مامور قبض روح انسان ها هستی. آیا در هنگام جان کندن آنها، دلت برای کسی به رحم آمد؟

عزراییل گفت: در این مدت دلم برای دو نفر سوخت. اولی اینکه روزی دریا طوفانی شد و امواج سهمگین دریا یک کشتی را درهم شکست.  همه سرنشینان کشتی غرق شدند. تنها یک زن حامله زنده ماند. او سوار بر پاره تخته کشتی شد و امواج متلاطم دریا او را به ساحل آورد و در جزیره ای افکند. در این میان فرزند پسری از او متولد شد و من مامور شدم جان آن زن را قبض کنم در آنجا دلم به حال آن پسر سوخت.

 

دومی اینکه پادشاهی به نام شداد بن عاد که در مقابل پیامبر زمان خود، حضرت هود ایستاد و به دنبال ساختن یک مکان با اوصاف بهشت برای خود بود، سالها برای ساختن آن تلاش مداوم کرد و همه توان و امکانات و ثروت خود را صرف آن کرد. خروارها طلا و گوهر های دیگر برای ساختن ستون ها و سایر زرق و برق آن خرج کرد تا اینکه آن باغ تکمیل شد. وقتی که آن پادشاه خواست از آن باغ دیدار کند و همین که خواست از اسب پیاده شود، تا اینکه خواست پایش را از رکاب بر زمین قرار دهد، فرمان از سمت خدا آمد که جان او را قبض کنم.در آن هنگام آن تیره بخت از پشت اسب بین زمین و رکاب اسب گیر کرد و بر اثر اتفاقاتی مرد.در اینجا نیز دلم به حال او سوخت. به دلیل اینکه عمری را به امید دیدار بهشتی که ساخته بود به سر برد، سرانجام هنوز چشمش بر آن نیافتاده بود اسیر مرگ شد.

 

در این هنگام جبریل فرشته دیگر مقرب الهی  به محضر پیامبر(ص) رسید و گفت: ای محمد(ص) خدایت سلام رساند و می فرماید: به عظمت و جلالم سوگند که آن کودک همان شداد ابن عاد آن پادشاه ظالم بود. او را از دریای بیکران به لطف خود گرفتیم، بی مادر تربیت کردیم وبه پادشاهی رساندیم، اما در عین حال کفران نعمت کرد و خود بینی و تکبر نمود و پرچم مخالفت با ما را برافراشت. سرانجام عذاب سخت ما او را فراگرفت. در نهایت همه بدانند که خدا به کافران مهلت می دهد ولی آنها را رها نمی کند.


ادامه مطلب

[ شنبه 20 آذر 1395  ] [ 02:22 ب.ظ ] [ افشین ] [ نظرات 0 ]


حدیث روز:
✅ حدیث امام صادق (ع) درباره زیارت امام حسین (ع)

 امام صادق (ع):
🔸 زيارت امام حسين (ع) را رها نكن و دوستان خود را هم به آن سفارش كن، كه در اين صورت، خداوند عمرت را طولانى و روزى‌ات را زياد مى‌كند و زندگى‌ات را همراه با سعادت مى‌كند و جز سعادتمند نمی‌ميرى و نام تو را در شمار سعادتمندان، ثبت مى‌كند.


🔸 لا تَدَع زيارَةَ الحُسَينِ بنِ عَلىّ عليه السلام و مُر اَصحابَكَ بِذالِكَ، يَمُدُّ اللّه  فى عُمرِكَ و يَزيدُ اللّه  فى رِزقِكَ و يُحييكَ اللّه  سَعيدا و لاتَموتُ اِلاّ سَعيدا و يَكتُبكَ سَعيدا

كامل الزيارات ص ۱۵۲

 


ادامه مطلب

[ جمعه 7 آبان 1395  ] [ 09:48 ق.ظ ] [ افشین ] [ نظرات 0 ]

در حدیثی آمده است «امام صادق(ع) پس از هر نماز؛ امّ الحکم؛ خواهر معاویه و دختر ابوسفیان را لعنت می‌کردند»؛ اما امّ الحکم که بود و به چه دلیل مستحقّ لعنت امام(ع) گردیده است؟

 

«ام‌الحکم» دختر ابوسفیان و هند است که از پدر و مادر با معاویه یکی بود.[1] او همچنین خواهر ناتنی «ام‌حبیبه» همسر پیامبر اسلام(ص) بود که تنها در پدر با هم مشترک بودند.[2]

 

وی ابتدا با «عیاض بن غنم فهری» ازدواج کرد.[3] زندگی این دو پابرجا بود تا این‌که عیاض مسلمان شد و پیش پیامبر اسلام(ص) رفت. اسلامِ عیاض همزمان با صلح حدیبیه و قبل از فتح مکه بود.[4] با مسلمان شدن عیاض این دو از یکدیگر جدا شدند که در بخش بعدی به آن می‌پردازیم.

 

پس از جدایی از عیاض،‌ ام‌حکم با «عبدالله بن عثمان ثقفی» ازدواج کرد.[5] از این ازدواج، فرزندی به نام عبدالرحمن به دنیا آمد[6] که معمولاً با نسبت به مادرش «عبدالرحمن بن ام‌حکم» شناخته می‌شود.[7]

 

عبدالرحمن بن ام‌حکم، در زمان حکومت معاویه، مدتی والی کوفه شد.[8] مردم از او ناراضی بودند و در نتیجه معاویه او را برکنار کرد.[9] سپس مدتی والی مصر گردید.[10] در مصر مشکلاتی به وجود آمد که موجب شکایت برخی مصریان پیش معاویه شد؛ اما با دفاع ام‌حکم، غائله تمام شد.[11]

 

ارتداد ام‌حکم

آیه‌ای از قرآن می‌گوید: «اگر برخى از همسران شما با پیوستن به کفار از دست شما رفتند [و کافران مهریه مورد مطالبه شما را ندادند] و شما غنیمتى یافتید، پس به کسانى که همسرانشان را [به خاطر پیوستن به کفار] از دست داده‌اند معادل مهریه‌اى که داده‌اند از غنایم بپردازید، و از خدایى که به او ایمان دارید پروا کنید».[12]

بسیاری از مفسران شیعه و اهل سنت در تفسیر این آیه، ام‌حکم را به عنوان یکی از مصادیق زنان مرتد - و یا تنها زنی از قریش که مرتد شد - ذکر کرده‌اند که این آیه در شأن آنها نازل شده است.[13]

 

لعن ام‌حکم توسط امام صادق(ع)

در برخی از منابع شیعی، این روایت آمده است: «امام صادق(ع) بعد از هر نمازى چهار شخص از مردان را که فلانی و فلانی و فلانی و معاویه است لعن می‌کردند و چهار زن را که فلانه و فلانه و هند مادر معاویه و ام‌حکم‏ خواهر معاویه است؛ لعن می‌فرمودند».[14]

 

کلینی این روایت را با چنین سندی نقل می‌کند: «حَمَّد بن یحیى عَن مُحَمَّد بن الحُسَین عن مُحَمَّد بن إسماعیل بن بَزِیع عن الخَیبرِی عن الحسین بن ثُوَیْر و أَبی سَلَمَة السَّرَّاج»[15] شیخ طوسی نیز همین سند را می‌آورد و تنها «الخیبری» را ذکر نمی‌کند.[16]

 

علامه مجلسی در «مرآة العقول»، این روایت را مجهول می‌داند[17] و به نظر می‌رسد ضعف این روایت بیشتر از مجهول بودن آن است. در سند این روایت، «الخیبری» وجود دارد که علمای رجال، او را اهل غلوّ [18] و ضعیف[19] دانسته‌اند و همچنین «ابی‌سلمه السَّرَّاج» نیز فرد مجهولی بوده و توثیقی از او وجود ندارد.

 

در مجموع این روایت به جهت سندی ضعیف است. اما در صورت پذیرش، به جهت محتوا می‌توان آن‌را نشان از ضربه‌ای دانست که ارتداد «ام‌حکم» به اسلام زده است و یا آن‌که ضربه‌ای دیگری از جانب او به اسلام و اهل بیت وارد شده که در تاریخ و روایات بدان پرداخته نشده است؛ زیرا در غیر این صورت، لعن دائمی یک مصداق از مصادیق کافران و منافقان پس از هر نماز واجب - با وجود مصادیق دیگری که دست کم در ظاهر، ضررهای بسیار بیشتری به اسلام و تشیع وارد کرده‌اند - کمی بعید به نظر می‌رسد.

 

پی نوشت ها:

[1]. ابن اثیر جزری، علی بن محمد، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، ج 6، ص 320، بیروت، دارالفکر، 1409ق.

[2]. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق، زکار، سهیل، زرکلی، ریاض، ج 1، ص 441، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، 1417ق.

[3]. بخاری، محمد بن اسماعیل، الجامع المسند الصحیح المختصر من أمور رسول الله(ص) و سننه و أیامه(صحیح بخاری)، محقق، الناصر، محمد زهیر بن ناصر، ج 7، ص  48، بیروت، دار طوق النجاة، چاپ اول، 1422ق؛ أبوبکر بیهقی،  أحمد بن الحسین، السنن الکبرى،‌ محقق، عبد القادر عطا، محمد، ‌ج 7، ص 277، بیروت،‌ دارالکتب العلمیة، چاپ سوم،‌ 1424ق.

[4]. أنساب ‏الأشراف، ج ‏11، ص 74.

[5]. ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله‏، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، تحقیق، بجاوی، علی محمد، ج 4، ص 1932،‌ بیروت، دارالجیل، چاپ اول، 1412ق.

[6]. مقریزی، تقی الدین‏، امتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع‏، تحقیق، نمیسی، محمد عبدالحمید، ج 6، ص 268،‌ بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ اول، 1420ق.

[7]. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابة فی تمییز الصحابة، تحقیق، عبدالموجود، عادل احمد، معوض، علی محمد، ج 8،‌ ص 378، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ اول، 1415ق.

[8]. ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، تحقیق، لجنة من العلماء، ص 266، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ اول، 1403ق.

[9]. ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد، دیوان المبتدأ و الخبر فی تاریخ العرب و البربر و من عاصرهم من ذوی الشأن الأکبر(تاریخ ابن خلدون‏)، تحقیق خلیل شحادة، ج 3، ص 21، بیروت، دارالفکر، چاپ دوم، 1408ق.

[10]. ابن سعد کاتب واقدی، محمد بن سعد‏، الطبقات الکبری‏، ج 6، ص 55، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ دوم، 1418ق.

[11]. أنساب ‏الأشراف، ج ‏5، ص 142.

[12]. ممتحنه، 11.

[13]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، بلاغی‏، محمد جواد، ج 9، ص 413، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، 1372ش؛ ابوالفتوح رازی، حسین بن علی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیرالقرآن، تحقیق، دکتر یاحقی، محمد جعفر، دکتر ناصح، محمد مهدی، ج 19، ص 168، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، 1408ق؛ ابن ابی‌حاتم، عبدالرحمن بن محمد، تفسیر القرآن العظیم، تحقیق، الطیب، اسعد محمد، ج 10، ص 3350، مکتبة نزار مصطفی الباز، عربستان سعودی، چاپ سوم، 1419ق؛ قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن، ج 6، ص 209، تهران، ناصر خسرو، چاپ اول، 1364ش.

[14]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 3، ص 342،‌ تهران، دارالکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق؛ شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، محقق، مصحح، موسوی خرسان، حسن، ج 2، ص 321، تهران، دارالکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.

[15]. الکافی، ج 3، ص 342.

[16]. تهذیب الأحکام، ج ‏2، ص 321.

[17]. مجلسی، محمد باقر، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، محقق، مصحح، رسولی، سید هاشم، ج 15، ص 174، تهران، ‌دارالکتب الإسلامیة، چاپ دوم، 1404ق.

[18]. نجاشی، احمد بن علی، فهرست أسماء مصنفی الشیعة(رجال نجاشی)، ص 155،‌ قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ ششم، 1365ش.

[19]. علامه حلى‏، رجال العلامة الحلی، ص 221، قم‏، دارالذخائر، 1411ق.

 

منبع: اسلام کوئست


ادامه مطلب

[ جمعه 8 مرداد 1395  ] [ 03:20 ب.ظ ] [ افشین ] [ نظرات 1 ]

      

حضرت امیرالمؤمنین، امام علی(ع) در خطبه‌ای به مناسبت عید سعید فطر از کمترین پاداش برای روزه داران خبر دادند.

 

امام علی(ع) فرمود: اى مردم! اين روز شما روزى است كه نيكوكاران در آن پاداش مى‏‌گيرند و زيانكاران و تبهكاران در آن مايوس و نا اميد مى‏‌گردند و اين شباهتى زياد به روز قيامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جايگاه نماز عيد شدن به ياد آوريد خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ايستادن در جايگاه نماز به ياد آوريد ايستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت‏ به سوى منازل خود، متذكر شويد بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت‏ برين، اى بندگان خدا، كمترين چيزى كه به زنان و مردان روزه‌‏دار داده مى‏‌شود اين است كه فرشته‌اى در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا می‌دهد و می‌گويد:

«هان!بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته‌‏تان آمرزيده شد، پس به فكر آينده خويش باشيد كه چگونه بقيه ايام را بگذرانيد.»


ادامه مطلب

[ سه شنبه 15 تیر 1395  ] [ 04:07 ب.ظ ] [ افشین ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 37 :: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >

درباره وبلاگ

مصباح الهدی برنامه ای برگرفته از قرآن و اهل بیت (ع) برای زندگی سعادتمندانه به شما می دهد
نویسند وبلاگ
آمار سایت
كل بازديدها : 116317 نفر
كل مطالب : 367 عدد
تعداد کل نظرات: 33 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: شنبه 16 شهریور 1392 
آخرین بروز رسانی : پنج شنبه 29 تیر 1396 
امکانات وب
دعای فرج